شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٩ - عقيده و علم
امور متغير و متحرك عالم طبيعت را نيز پوشش مى دهند , اين علم كه فراتر و گسترده تر از علوم حسى است همانند معلوم خود از ثبات و استوارى برخوردار است با علوم عقلى مى توان در مسائل كلى مربوط به علوم حصولى راههاى فراوانى را طى كرد و حقايق بسيارى را به دست آورد ليكن اينگونه از علوم در ادراك امور ثابت و مجردى كه عين وجود خارجى و تشخص عينى اند عاجز و ناتوان مى باشند
شناخت شهودى و قلبى , مشاهده حضورى حقايق مجرد است , مانند رويت فرشتگانى كه : [ لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يومرون]
| تحريم | ٦ يعنى عصيان خدا نكرده و به فرمان او گردن مى نهند و يا ديدار بهشت |
همانگونه كه ادراك حسى در فهم حقايق عقلى عاجز و ناتوان است شناخت عقلى نيز در شهود مخازن الهى و مشاهد ربانى چوبين و بى تمكين مى باشد
تغاير علوم حسى و عقلى و قلبى با يكديگر , بمعناى تخالف و ستيز ميان آنها نيست , يعنى هيچ يك از اين علوم نافى ديگرى نمى باشد , بلكه آنها حقايقى طولى هستند كه هر كدام ديگرى را مدد مى نمايد , به اين صورت كه علم دانى از عالى مدد مى گيرد و علم عالى بر دانى اشراف داشته و سايه افكن است اين وحدت و ارتباط وجودى ميان علوم آنها را به صورت يك واحد واقعى ممتدى در مى آورد كه در امتداد سه نشئه ظهور دارد , نشئات سه گانه اين علوم نظير