شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٠ - علم به غيب و ايمان به آن
قطعى و حتمى است , خواه به نحو ضرورت ذاتى مانند غير خدا و خواه بنحو ضرورت ازلى مانند خداوند سبحان
قرآن كريم ايمان به غيب را ممكن دانسته و به آن فرمان مى دهد و از آن گروه كه بر اين فرمان امتثال ورزيده اند با عنوان مومنين حقيقى ياد كرده و مى فرمايد[ اولئك هم المومنون حقا
| ] انفال | ٤ يعنى آنها همان مومنان حقيقى هستند |
و در جاى ديگر از ايمان به غيب به عنوان ايقان ياد نموده و مى فرمايد[ تلك ايات القرآن و كتاب مبين هدى و بشرى للمومنين الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزكاه و هم بالاخره هم يوقنون
| ] نمل | ٣ ١ يعنى , آن ها آيات قرآن و كتاب آشكار خداوند است كه هدايت و |
تعبير موقن درباره مومنين در آيه از جهت اشاره به اين حقيقت است كه ايمان آنها متكى بر يقين است زيرا همانگونه كه گذشت , ايمان به هر چيز بدون علم اجمالى و يا تفصيلى به آن ميسر نيست , اگر ايمان اجمالى است به علم اجمالى بسنده مى نمايد و اگر ايمان تفصيلى است نيازمند به علم تفصيلى مى باشد , با علم اجمالى نمى توان ايمان تفصيلى داشت هر چند كه با علم تفصيلى مى توان ايمانى اجمالى داشت , و در هر صورت هرگز نمى شود با علم به شهادت و انحصارى دانستن شناخت به شناخت حسى ايمان به غيب و يا يقين به آن پيدا نمود , گرچه ممكن است با شناخت غيب و عدم حصر علم به شهادت , ايمان به غيب حاصل نشده و فقط ايمان به شهادت حاصل شود چنانچه قبلا بيان شد