شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٧ - وحى و شريعت ناطق
اگر كسانى نسبت به ديگر كتاب هاى رايج از قبيل تورات و انجيل اين اجازه را داده اند كه در آنها مطالب خلاف واقعى كه متاثر از خرافات عصرهاى مختلف و متناسب با پندارها و توهمات اقوام گوناگون است راه يابد , اين بدان دليل است كه دخالت بشر را در تنظيم و تدوين آن كتابها كه در دست دارند پذيرفته اند , و لذا آنها را نور محض و ميزان صرف نمى دانند , بنابراين نبايد مقلدين آن افراد آنچه را كه آنها درباره كتابهاى خود گفته اند در مورد قرآن كريم تكرار نمايند
وحى الهى يك امر صامت و گنگ نيست تا آن كه ديگران با زبان خود از آن كام بگيرند بلكه لسان الهى است كه با جريان طاهر خود , گوش جان آدميان را از آلودگيها تطهير نموده و پاك مى گرداند
وحى زبان آفرينش است كه با عصمت تمام به تفهيم حقايق هستى و تبيين تمامى آنچه كه دخيل در سعادت آدمى است مى پردازد , تاريخ بشر هيچ گاه از اين جريان زلال تهى نبوده است , هر چند گاه نبى اى از انبياء كه سرآمد ابناء بشر و گزيده امت خود است به فراخور توان و مقامى كه دارد كتابى را از جانب خداوند دريافت داشته است , و پس از هر پيامبر صاحب كتاب , رسولانى ديگر براى محافظت و تفسير آنچه كه در آن كتاب به اجمال آمده است ارسال شده اند[ ثم ارسلنا رسلنا تترى
| ] مومنون | ٤٤ يعنى ما پيامبران خود را متوالى و پياپى ارسال نموده ايم |
اين سلسله رسولان كه هر يك مصدق پيامبران گذشته و مبشر انبياء آينده اند تا ظهور كامل ترين انسانهاى متكامل يعنى خاتم انبياء