ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٠ - قاسم الانوار
صدر الدين موسى ابن شيخ صفى الدين سيد اسحق اردبيلى سالف الترجمة جدّ عالى سلاطين صفويّه داد، در خدمت آن پير روشنضمير رياضات بسيارى كشيد و هم از طرف او بلقب قاسم الانوار قرين افتخار گرديد. صحبت شاه نعمت اللّه ولى ماهانى را نيز دريافت، در قزوين و سمرقند و گيلان و هرات و خراسان سياحتها كرده و در هرات بارشاد عباد آغاز نمود و محل توجه عامّه گرديده و نفوذ فوق العاده داشت، بهمين جهت شاهرخ ميرزا در هراس شد و صلاح شاهيرا در بيرون شدن قاسم از هرات ديدند اينك قاسم نيز مدتى در بلخ و سمرقند امرار حيات كرد و مشمول مراحم الغ بيگ گرديد. عاقبت در اثناى مراجعت بوطن خود در قريه خرجودنامى و يا قصبه لنكرنامى از بلاد جام از مضافات نيشابور بمناسبت لطافت آب و هوا اقامت كرد تا بسال هشتصد و سى و پنجم يا هفتم يا هشتم هجرت در همانجا وفات يافت و در اواخر قرن نهم مذكور بامر امير على شيرنوائى عمارتى زيبا بر سر قبر وى بنا نهادند.
از آثار قلمى قاسم الانوار است:
١- انيس العاشقين كه منظومه مثنوى فارسى است ٢- تذكرة اولياء يا مقامات العارفين كه نيز مثنوى است ٣- ديوان شعر غزليّات و قطعات و رباعيّات كه ديوانى خوب و اكثر آن در تصوف و نصايح بوده و يك نسخه خطّى آن بضميمه ديوان حافظ بشماره ٢٠٢ و يك نسخه ديگر نيز كه علاوه بر غزليّات و قطعات و رباعيّات او شامل دو مثنوى قبلى هم بوده و در حاشيه ديوان كمال خجندى از اول تا آخر نوشته شدهاند بشماره ٢٦٦ در كتابخانه مدرسه سپهسالار جديد تهران موجود است و از اشعار قاسم الانور است:
از هرطرفى چهره گشائى كه منم |
در هرصفتى جلوهگر آيى كه منم |
|
با اينهمه گهگاه غلط ميافتم |
نادان كس و بله روستائى كه منم |
|
نميتوان خبرى داد از حقيقت دوست |
ولى ز روى حقيقت حقيقت همه او است |
|
از مسجد و ميخانه و ز كعبه و بتخانه |
مقصود خدا عشق است باقى همه افسانه |
|
در ملك عاشقى كه دو عالم طفيل او است |
آن كس قدم نهاد كه اول ز سر گذشت |
|