ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥٨ - فندرسكى مير ابو القاسم
برهانى ذكر كرد و پرسيد كه آيا خواجه آن برهان را ذكر كرده است يا نه جواب منفى دادند پس چند برهانى ديگر اقامه كرد و باز در پاسخ نظير آن سؤال، در هريك از آنها جواب منفى ميشنيد.
فندرسكى مدتها سفر هندوستان كرد و رياضتها كشيد و رنجها برد و در نزد ملّوك هند مانند پادشاهان ايران بسيار محترم و معظّم بود، عاقبت باز بايران مراجعت كرد و با آنهمه فضل و كمال و احترامات فوق العادة كه نزد سلاطين و تمامى طبقات مردم داشته از مجالست اكابر اجتناب مينموده و اغلب با دراويش و فقرا و ارباب ذوق و حال ميگذرانيد، لباس پشمينه و كمبها مىپوشيد و در تزكيه نفس خود ميكوشيد. پس از آنكه اين حال او و مجالست او با اشخاص ظاهرا فرومايه مسموع شاه عباس گرديد روزى در اثناى صحبت بدو گفت شنيدهام كه بعضى از طلّاب، در سلك اوباش حاضر و بمزخرفات ايشان ناظر هستند. مير، مطلب را دريافته و گفت من همهروزه در كنار معركهها حاضر هستم و كسى از طلّاب را در آنجاها نديدهام پس شاه منفعل و ساكت شد.
از تأليفات فندرسكى است:
١- تاريخ الصفوية ٢- تحقيق المزلة ٣- رساله صناعيه در تحقيق حقيقت علوم و ذكر جميع موضوعات صنايع ٤- شرح كتاب المهارة (المهابارة خل) از كتب حكماى هند كه معروف به شرح جوك است ٥- مقولة الحركة و التحقيق فيها. فندرسكى گاهى، در اوقات فراغت اشعارى حكيمانه و غزليّات عاشقانه هم مىپرداخته كه از آن جمله است:
شرب مدام شد چو ميسّر، مدام به |
چون مى حرام گشت بماه حرام به |
|
يك بوسه از رخت ده و يك بوسه از لبت |
تا هردو را چشيده بگويم كدام به |
|
دنيا بگذاشتم باهل دنيا |
دنيا نكند قبول مرد دانا |
|
الا سه چهار چيز ناچاريرا |
آب رز و باده و شراب صهبا |
|