ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٣ - طاوسى ابو الفضل عراقى بن محمد- بن عراقى قزوينى
گفت: كيف انت يّا هشام. غضب بر هشام مستولى شد و گفت چه چيز باين كارت واداشت؟
طاوس گفت مگر چكارى كردم؟ هشام ديگر در غضب شد و گفت: كفش بر روى فرش من بيرون كردى، امير المؤمنين نگفتى، كنيهام را بزبان نياوردى، بزمين نشسته و احوال پرسم شدى كه خارج از وظيفه رعيّت است. طاوس گفت: اما كفش، روزى پنج مرتبه در پيش خدا بيرونش ميكنم و اصلا بر غضب نمىآيد، امير المؤمنين گفتن را هم بجهت دروغ بودن خوش نداشتم زيرا كه اكثر مؤمنين از امارت تو راضى نيستند، اما اسم گفتن و كنيه نگفتن هم بجهت آن بوده كه خداوند عالم در قرآن مجيد بعضى از دشمنان خود را با كنيه مذكور داشته مثل ابو لهب و بالعكس دوستان خود را با اساميشان ذكر كرده مثل داود و يحيى و عيسى و موسى، اما نشستن و بپا نايستادن بجهت آن است كه از حضرت امير المؤمنين على عليه السلام شنيدهام كه فرمود اگر خواهى اهل جهنّم را ببينى مردى را نگاه كن كه خودش نشسته و ديگران در اطراف او بپا ايستاده باشند. هشام متأثر شد و خواستار موعظه گرديد، طاوس گفت: نيز از آن حضرت شنيدهام كه در جهنّم مارهائى مثل تلها و عقربهائى ماننده قاطرها باشد، امير و حاكمى را مىگزند كه نسبت برعيّت خود بعدالت رفتار نكند. تشيّع طاوس، موافق آنچه از ابن قتيبه و روضات الجنّات نقل كرديم از مكالمات او با هشام و همچنين حضرت على ع را مكرّرا با عبارات امير المؤمنين ذكر كردن (كه خلاف سليقه معمولى عامّه است) و نيز از ديگر قضاياى مذكوره واقعه مابين او و حضرت سجّاد ع ظاهر و موالات او با خانواده رسالت بلكه تعصّب و استقامت و رسوخ او در شرعيّات واضح مىگردد. لكن در تنقيح المقال، بعضى از اخبار منافى موالات و تشيّع او را نيز نقل كرده و گويد كه در كتب رجاليّه چيزى از مدح و قدح طاوس ذكر نشده و از تتبع اخبارش استظهار ميشود كه از عبّاد و زهّاد عامّه بوده، در مكّه با عبادت مجاورت گزيده، عدو و دشمن اهل بيت هم نبوده است. در پايان كلامش گويد بعيد نيست كه اخبار و روايات او از قبيل اخبار موثّقه باشد. بالجملة بسط زايد را موكول بكتب مربوطه ميدارد.
(تنقيح المقال و ٣٩٩ ج ٢ نى و ٣٣٦ ت و ٢٥٣ و ٣٤٤ ج ١ كا و غيره)