ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٨ - علم الهدى على بن ابى احمد حسين طاهر ابن موسى
بخواند تا شفا يابى وزير گويد در خواب پرسيدم كه علم الهدى كيست؟ فرمود على بن الحسين موسوى، پس از خواب بيدار شدم و مكتوبى مشتمل بر التماس دعاى صحّت بخدمت سيد مرتضى با همان لقب عالم خواب (علم الهدى) نوشتم، سيّد، در جواب آن نامه از قبول آن لقب امتناع كرده و اظهار داشت كه مورد شناعت ميباشد وزير مجددا عرضه داشت كه و اللّه بشما ننوشتهام مگر آنچه را كه حضرت امير المؤمنين ع بدان امرم فرموده است.
پس از بهبودى، صورت قضيه و امتناع سيد از قبول لقب را بعرض خليفه رسانيد، خليفه نيز سيّد را بقبول همان لقب عنايتى جدّ امجدش ملزم گردانيد. اما لقب ذو المجدين همانا بجهت آن بود كه مجدت علم و حسب را با نجدت نسب توأم داشته، يا بسبب جامعيّت شرافت علم دينى و رياست دنيوى بوده است لقب ابو الثمانين و ذو الثمانين و ثمانينى هم از آن راه است كه اكثر منسوبات او بالغ بهشتاد بوده چنانچه هشتاد قريه داشته، هشتاد سال و هشت ماه (تقريبا) عمر كرده، بعد از وفات او هشتاد هزار كتاب از مصنّفات و مقرّوات و محفوظات بجا گذاشته بلكه موافق فرموده بحر العلوم همه چيز او هشتاد بوده است.
على الجملة، سيد مرتضى بسيار كريم النفس و با شهامت بود، ثروت زياد داشت، چنانچه در سفر حج از بغداد تا مكّه در ملك خود منزل كرده و يك قريه نيز وقف كاغذ فقها كرده بود، هشتاد هزار تا يكصد هزار تومان از مال شخصى خودش محض بجهت رفع تقيه و مذهب رسمى بودن مذهب شيعه نيز مثل مذاهب اربعه اهل سنّت و پنج بودن مذاهب رسميّه اسلاميّه بخليفه وقت مىبخشيد لكن بجهت عدم مساعدت شيعيان در تأديه تتمّه وجه مقرّر بهرنحوى كه بوده بدان مقصد مقدّس موفق نگرديد. بعد از وفات سيّد، تمامى كتابهاى او را غير از قسمت بزرگى از نفايس آنها كه وزراء و رؤسا بردند، سى هزار دينار (اشرفى طلاى هيجده نخودى) قيمت نمودند. ابن خلّكان از على بن احمد بن على اديب فالى آتى الترجمة نقل كرده كه يك نسخه از كتاب جمهره ابن دريد داشته در نهايت جودت و نفاست، بحكم احتياج و ضرورت همان كتابرا بسيد مرتضى در مقابل شصت دينار