ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٩ - طغرى
آنكه: طغرا لفظى است عجمى و بمعنى نشان مخصوصى است كه روى احكام و قوانين سلطانى در فوق بسم اللّه با خط جلى مينويسند و مضمون آن، اوصاف و مناقب سلطانى است كه آن حكم و فرمان از طرف او صادر شده است. در قاموس تركى گويد: طغرا لفظى است تركى و در اصل بمعنى مرغى است پر گشاده و وقتى رسم و نشان و شكل همين مرغ را مىگفتند و در عربى و فارسى نيز بهمين معنى استعمال يافته و اخيرا علامتى است مخصوص كه حاوى نام نامى پادشاه وقت بوده و در روى احكام و بروات و قوانين و نظامات و مسكوكات و ديگر اشياء رسمى ترسيم نمايند چنانچه گويند اين برات مزيّن بطغراى همايونى و يا اين فرمان موشّح بطغراى شاهنشاهى است.
(ملل و ص ٢٤٨ ت و ٢٤٦ ج ٤ فع و ٥٦ ج ١٠ جم و ٣٠١٣ ج ٤ س و ٦٨٦ هرو غيرها)
طغرائى امير يمين الدين
- رجوع بطغرى نمايند.
طغرل
محمد ابراهيم خان بن مهدى قلى خان بن سلطان محمد حسن خان- قاجار از شعراى نامى، عموزاده فتحعلى شاه قاجار، داماد و ناپسرى وى بود، در دربار سلطان تقرّبى بسزا داشت و بطغرل تخلّص مينموده و از او است:
فغان طغرل كه صيّاد جفاجو |
مرا بشكست پر، آنگه رها كرد |
|