ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٤ - قراء
در صورت اطلاق و نبودن قرينه منصرف بهمين معنى است و بس. پيش از شروع بشرح حال بعضى از مشاهير همين وصف (قارى) خاطرنشان ارباب رجوع مينمايد كه علم قرائت قرآن اقدم علوم شرعيّه اسلاميّه بوده و در صدر اسلام كه مردم نوعا امّى و بىسواد و قارى قرآن كم و عدّه ايشان اندك بوده بهمين جهت بسيار محترم و مقامشان عالى و بجهت تميز از ديگران ايشانرا قراء و هريكى را قارى ميگفتهاند تا پس از آنكه مصاحف در بلاد مختلفه منتشر گرديد متدرجا اختلاف قرائت در ميان جماعت پيدا شد و در هر بلدى قاريان مخصوصى ظهور يافته و ديگران نيز تابع قرائت هركسى كه محل وثوق و اطمينان ايشان بوده گرديده و آن را نقل ميكردند تا آنكه هفت قرائت از آن جمله متواتر و هريكى بنام قارى خود كه ذيلا بعنوان قراء سبعه نگارش يافتهاند مشتهر و ملاك صحت قرائت بوده و در ازمنه متتاليه با يكى از آنها تطبيق مينمودند. همين قرّاء سبعه را گاهى به بدور سبعه نيز موصوف دارند و بعضى از اهل فنّ قرائت، خلف بن هشام بزّاز را نيز كه غير از قرّاء سبعه است از قرائات مشهوره و معتمده شمرده و ارباب آنها را بعنوان قراء ثمانيه مذكور دارند و بعضى ديگر قرائت يعقوب بصرى و ابو جعفر يزيد بن قعقاع را نيز از قرائات معتمده دانسته و اصحاب آنها را قراء عشره نامند. هريك از اين قرائات مشهوره دو يا چند تن راوى دارد كه آن را از صاحبش روايت مينمايد و مشهور آن است كه هريك از قرائات سبعه متواتر بوده و تلاوت قرآن با هريك از آنها جايز و روا باشد لكن اگر اصل تواتر هم مسلّم نباشد چنانچه مختار على بن طاوس و نراقيين و سيد نعمت اللّه جزائرى و رضى استرآبادى و بعضى از اكابر بوده و ظاهر هم همان است جواز قرائت بيكى از آنها مسلّم بوده و جاى ترديد نميباشد و مرجح منصوصى هم سراغ نداريم و علاوه كه در اخبار بسيارى از حضرات ائمّه اطهار ع رسيده است كه: اقرؤ كما يقرء النّاس.
اشهر قرائتى كه در ميان مردم آن زمان استقرار يافته همين قرائات سبعه بوده و بس و دور نيست مراد كسانى كه مدّعى تواتر اين قرائات بوده بلكه ادّعاى اجماع نيز بمتواتر بودن آنها نمودهاند همانا تواتر جواز تلاوت با يكى از آنها است بدين معنى كه