ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٣٨ - فزونى
بن عباسقلى قمى تفريشى است انتهى. از تلفيق اين دو كلام ذريعه استكشاف ميشود كه عبد الكريم بن عباسقلى نام همان ملا فزونى مذكور است. اما اختلاف قمى و تفريشى و استرآبادى سهل و نظائر آن بسيار ميباشد كه بالفرض يكى از بلاد مذكوره موطن اصلى و ديگرى محل ولادت و سيّمى محل اقامت است و هكذا بلكه تفريش از توابع قم بوده و هرتفريشى را قمى گفتن نيز درست باشد.
نگارنده گويد: مقدمهاى كه در اوّل كتاب بحيره نوشته شده ظاهر است در اينكه عبد الكريم بن عباسقلى قمى تفريشى طابع و ناشر كتاب بحيره بوده نه مؤلف آن و هم در عهد سلطان احمد شاه قاجار مؤسّس مدرسه معارف اسلاميّه در تهران بوده است ولى مؤلف تاريخ بحيره چنانچه مذكور شد در عهد صفويّه بوده و از مطاوى كلمات خودش در بحيره برميآيد كه در اوائل قرن يازدهم هجرت ميزيسته است منجمله در صفحه ٤٨٣ تاريخ مذكور چاپ تهران سال ١٣٢٨ ه قمرى (غشكح) در ضمن عجائب كون مطلبى گفته كه عين عبارتش اين است: الاعجوبة آنچه محرّر اين رساله را مشاهده افتاد آن است در اقصاى شرقى هند بتاريخ هزار و هفده از هجرت خير البشر در يكى از قصبات آن ملك موسوم بعثمان پورمارى هرشبه از درختى فرياد ميآورد و تا چهار نوبت اين عبارت را ميگفت كه حقى حقى و تا صباح كار او اين بود و قريب بشش ماه كه فقير در آن قصبه بود يك شب آن مار ترك اين ذكر نكرد و خدا گواه است كه اين كلمه را بفصاحتى ادا كردى كه هيچ تفاوت نبودى از گفتن او تا گفتن آدمى فصيح انتهى. اينگونه نوادر و عجايب و غرايب در حدود همان تاريخ و پيش از آن و بعد از آن در آن كتاب بسيار است (و العهدة عليه) بارى بعد از اين جمله كه زمان تقريبى فزونى استرآبادى مؤلف بحيره و عبد الكريم نبودن اسم او معلوم گرديد گوئيم در كتاب تذكرة الشعراى موسوم بنگارستان سخن تأليف نور الحسن خان از ادباى هند كه در سال هزار و دويست و نود و دويم هجرت تأليف و هم در آنسال در مطبعه شاه جهانى بهوپال از بلاد هند چاپ شده گويد فزونى مير محمود استرآبادى بفزونى كمال در اين فنّ (شاعرى) صدر مدرسه استادى بوده و از او است:
شادم برستگارى روز جزا كه هيچ |
دوزخ بانتقام گناهم نمىرسد |
|