ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٧ - فرزدق يمنى
و شرفياب حضور مبارك گرديد و موضوع محو اسم و قطع حقوق نيز مذاكره شد پس آن حضرت بعد از استفسار از مقدار حقوقش معادل حقوق چهل ساله او را يكجا بدو عطا كرد و فرمود اگر ميدانستم كه بزيادتر از اين محتاج ميباشى هرآينه عطا ميكردم پس فرزدق چهل سال بعد از آن وفات يافت. اين نيز مانند استخلاص فرزدق از حبس هشام ببركت دعاى حضرت سجّاد ع با آنهمه سوء قصدى كه در برابر كلمات خشونتآميز او داشته از كرامات آن ولى خدا است. از سلسلة الذهب عبد الرحمن جامى نقل است كه همين قصيده را با نظم فارسى مذكور داشته و گفته كه زنى از اهل كوفه فرزدق را در خواب ديد و از جريانات عالم آخرتش استفسار نمود گفت خدا بسبب همين قصيده مرا بيامرزيد پس جامى گفته كه سزاوار است كه خدايتعالى تمامى عالم را بسبب اين قصيده بيامرزد.
در تاريخ ابن خلّكان گويد بفرزدق كرامتى منسوب دارند كه در آن اميد بهشت است پس بنقل قضيه مذكوره هشام و حضرت سجّاد ع پرداخته است. على الجملة، وفات فرزدق بسال صد و دهم يا يازدهم هجرت در نودسالگى يا در حدود صدسالگى در بصره واقع گرديد.
(ص ٣٣٣ ج ٢ كا و ٣٣٩١ ج ٥ س و ٥٢٠ ت و ٢٩٧ ج ١٩ جم و ٢١٩ لس و ٢٦٢ ج ١ ع و باب ه از رياض العلما و كتب اخبار و رجال)
فرزدق يمنى
بنوشته مجمع الفصحاء از اكابر فضلاى شعراى عهد سلطان محمود غزنوى و يا از معاصرين خاقانى شيروانى بوده و از شرح حال او چيزى بدست نيامد لكن چند شعر طرفه او كه بنقل مجمع الفصحاء در تذكره تقى اوحدى بدو نسبت داده تذكّر داده ميشود:
نه هركو آيد از كوهى بود با دعوت موسى |
نه هركو زايد از زالى بود با سطوت دستان |
|
نه هربحرى بود عمّان نه هرچاهى بود زمزم |
نه هرجويى بود دجله نه هرآبى بود حيوان |
|
محال است اينكه بىهمّت شود كس مير بحر و بر |
گزاف است اينكه بىطاعت شود كس فخر انس و جان |
|