ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧١ - فارسى سلمان فارسى
علامت ديگر براى نبوت گرفت و پشت سر آن حضرت ميگشته و در انتظار كشف حقيقت امر ميبود كه ديگر روشنتر گردد تا آنكه آن حضرت، بنام اصليش مخاطب داشته و فرمودند:
يا روزبه طالب مهر نبوت هستى روزبه اظهار رغبت و اشتياق نمود پس آن حضرت لباس را از دوش مبارك ردّ كرد و روزبه آن مهر مبارك را در ميان دو دوش مبارك ديده و بقدم آن حضرت افتاد و بوسه داد و بشرف اسلام مشرّف گرديد.
آن حضرت (بشرحى كه در كتب مربوطه نگارش يافته) روزبه را از آن زن مالكهاش ابتياع كرده و آزادش نمود و سلماناش نام كرد و به سلمان الخير و سلمان محمدى ملقّب شد بلكه در بعضى اخبار از سلمان فارسى گفتن نهى و بسلمان محمدى گفتن امر وارد شد.
هرگاه از هويتش ميپرسيدند ميگفت كه من سلمان ابن اسلام بوده و از بنى آدم هستم.
در روايت باقرى ديگر هست كه چندى از اصحاب حضرت رسالت جمع شدند و هركس با نسب خود مفاخرت ميكرد، عمر از سلمان اصل و نسب او را استفسار نمود سلمان گفت من سلمان بن عبد اللّه هستم، اهل ضلالت و فقير و غلام مملوك بودم پس خداى تعالى ببركت وجود مقدس حضرت محمد ص هدايتم كرده و غنى و آزادم گردانيد و حسب و نسب من اين است. بجهت آزادى مذكور، به مولى رسول اللّه هم متّصف بوده كه لفظ مولى آزاد كرده را نيز گويند.
سلمان از اصحاب كرام حضرت رسالت ص و حضرت امير المؤمنين ع، كنيهاش ابو المرشد و ابو عبد اللّه و ابو البينات و بموجب اخبار دينيّه وارده از حضرت رسالت ص و حضرات ائمّه اطهار عليهم السلام، از حواريّين حضرت رسالت، اول اركان اربعه، در شمار اهل بيت عصمت و طهارت، داناى اسم اعظم و در بعضى از آنها به باب اللّه موصوف بود. جلالت قدر و عظمت مقام و رفعت مرتبه و زهد و ورع و تقوى و وفور عقل و علم سلمان مشهور و مسلّم اسلاميان بود. ابو ذر با آن همه جلالت آفاقى كه دارد از فهم اسرار و نكات و دقايقى كه معلوم سلمان بوده قاصر و مانند موسى نسبت بخضر تاب تحمّل اسرار معلومه سلمان را نداشته و اگر وقوف يافتى تكفيرش كرده و يا بقتلش آورده و يا