ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٤ - عليان
عليان
با صيغه مصغّر (بضمّ اوّل و فتح ثانى و تشديد ثالث) عنوان مشهورى يكى از عقلاى مجانين اواخر قرن دويم هجرت ميباشد كه نام اصليش على، با بهلول مشهور، با موسى هادى چهارمين خليفه عباسى (١٦٩- ١٧٠ ه ق) معاصر و مانند بهلول كلمات عاقلانه و حكيمانهاش بسيار است. عبد الملك ابن ابجر گويد كه عليّان مجنون را ديدم و با همين اسم او را ندا كردم گفت: لا اله الّا اللّه يا ابن ابجر خير بگو، پدرم پسرى برآورد و ببركت حضرت رسول اللّه ص محمدش ناميد بعد از ولادت من، مرا نيز ببركت وصىّ آن حضرت على ناميد، هركس نام مرا با صيغه مصغّر بگويد وصىّ پيغمبر را تصغير كرده است. عبد الملك گويد كه بعد از اين قضيه او را على گفتم و يا خود با كنيهاش مخاطب مىكردم. حسن كوفى گويد: شخصى به عليّان گفت آيا ديوانه شدهاى گفت بلى از غفلت ديوانه هستم نه از معرفت پس پرسيد كه حال تو با حضرت مولى چطور است گفت از آن روزى كه او را شناختهام جفائى بدو نكردهام پرسيد از كى او را شناختهاى گفت از روزى كه نام من در دفتر ديوانگان ثبت شده است.
سرى گويد: در كوفه عليّان را ديدم كه بدكان آسيابانى مىرفت، عصائى هم داشته كه هميشه همراهش بود، بچهها نيز وقت رفتن او را بآن دكان ميدانستند اينك سر راهش منتظر و او را وسيله بازيچه مىنمودند، او نيز بديشان هجوم مىآورده و همينكه نزديك ميشد محض خلاصى از صدمه عصاى او بر زمين افتاده و عورتين خودشان را كشف مينمودند پس عليّان از ايشان اعراض كرده و ميگفت كه عورتين مؤمن قوروق و پرهيزگار است و گرنه بايستى كه عمرو بن عاص در صفّين تلف ميشد و شايسته ما كار بستن بكلام حضرت على ع است كه ما را امر كرده در جنگ فرارى را تعقيب نكنيم و در كشتن زخمدار نيز عجله نداشته باشيم، پس از آن باز بدكان آسيابان برمىگشت، عصا را انداخته و بدين شعر تمثل مينموده است:
و القت عصاها و استقرت بها النوى |
كما قرعينا بالاياب المسافر |
|