ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١٤ - عده كلينى
عدّة من اصحابنا يا جماعة من اصحابنا عن فلان. در تنقيح المقال گويد بعضى از اهل فنّ برآنند كه، روايات همچنانى شيخ، بواسطه عدم معرفت اشخاص عدّه و جماعت، با در نظر گرفتن اينكه اصطلاح مخصوصى هم در اين باب از خود شيخ نرسيده كه مرادش از عدّه و جماعت كيانند، محكوم بجهالت بوده و حكم روايت مجهول الرّاوى بر آنها جارى است، پس گويد: از كلمات خود شيخ استكشاف توان نمود كه اغلب روايات او در فهرست و غيره، از مشايخ اربعهاش ابن عبدون، ابن ابى جيد، ابن الغضائرى و شيخ مفيد محمد بن محمد بن نعمان بوده و همه ايشان ثقه و عدل امامى هستند و دخول يكى از ايشان در جمله عدّه و جماعت، در صحت و اعتبار خبر كافى است تا چه رسد باجتماع همه ايشان، پس گويد بلكه از تتبّع كلمات خود شيخ حكم توان كرد كه اراده كردن چهار نفر مشايخ مذكور، مصطلح خود او بوده و همانا مرادش از عدّه و جماعت ايشان ميباشند و تحقيق زايد موكول بكتب رجاليّه ميباشد. (خاتمه تنقيح المقال و ديگر كتب رجاليه)
عده كلينى
كلينى در كتاب كافى، بواسطه عدّه، گاهى از احمد بن محمد بن عيسى، گاهى از سهل بن زياد و زمانى از احمد بن محمد بن خالد برقى روايت مينمايد و اشخاص هريك از اين سه عدّه غير از اشخاص دو عده ديگر ميباشند. موافق آنچه علّامه حلّى در فائده ثالثه از خاتمه كتاب خلاصة الاقوال از خود كلينى نقل كرده مراد او از عده، در جائيكه بواسطه آن، از احمد بن محمد بن عيسى روايت ميكند عبارت از پنج نفر محمد بن يحيى عطّار، على بن موسى كمندانى يا كميدانى،
* و ضرور است كه تكليف مستنبط از حيث رد و قبول خبر معلوم گردد لذا عده كلينى يكى از مباحث رجاليه بوده و معرفت اشخاص آن عده و شناسائى احوال ايشان مطرح بحث و مذاكره علماى رجال ميباشد. بلكه گاه است كه شيخ طوسى نيز در كتاب فهرست خود و نجاشى هم در كتاب رجال خود همان رويه كلينى را معمول داشته و بواسطه عده روايت ميكنند. اينك اين نگارنده نيز، محض براى تيمن و تبرك و تكثير فائده، اسامى اشخاص هرسه عده را بطور خلاصه تذكر داده و معرفت احوال ايشان را بمراجعه كتب رجاليه محول ميدارد و معروفترين آنها عده كلينى ميباشد بلكه عده شيخ و عده نجاشى اصلا مسموع اغلب نگرديده است.