ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠١ - عبسى عنترة بن عمرو بن شداد
بخودشان مىكردند. سبب اقرار آوردن پدر عنتره بنسب او اين بود كه وقتى قبيله بنى عبس بجهت استرداد اموال منهوبه خودشان حمله ببعضى از عشائر عرب مىبردند پدر عنتره او را نيز امر بحمله نمود، عنتره گفت وظيفه غلامها دوشيدن شير و مواظبت ضروريّات چاروايان بوده و حمله كردن از ايشان مستحسن نباشد، پدرش گفت تو حمله كن و آزاد هستى پس عنتره حمله بر خصم كرده و موفق بمرام آمد، پدر نيز بنسب وى اقرار آورده و بخودش ملحق نمود.
عنتره از اسخيا و فرسان و شجعان عرب زمان جاهليّت و مشاهير شعراى آن زمان و يكى از اصحاب معلقه سابق الذكر بود كه اشعارش بسيار فصيح اللّفظ و دقيق المعنى ميباشند. معلّقه او قصيدهايست ميميه، بهفتاد و نه بيت مشتمل كه چندين مرتبه با معلّقات ديگر در ليبسيك و برلين و كلكته و ايران و قاهره چاپ شده و بجهت حسن و طراوت آن، در ميان عرب بمذهبه موصوف و ديوان او نيز كه اوّل آن همين معلقه ميباشد در بيروت و قاهره بطبع رسيده و مطلع معلقه اين است:
هل غادر الشعراء من متردم |
ام هل عرفت الدار بعد توهم |
|
يا دار عبلة بالجواء تكلمى |
و عمى صباحا دار عبلة و اسلمى |
|
فوقفت فيها ناقتى و كانها |
فدن لا قضى حاجة المتلوم تا آخر |
|