حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٩٧ - فصل اول در حديث غدير خم است
اذا جاء را فرستاد و حضرت فرمود كه اين خبر مرگ منست كه بمن دادهاند چون دلالت ميكند بر آن كه كار دين را تمام كردم بايد متوجه عالم قدس شد پس در منى داخل مسجد خيف شد و فرمود ندا كنند مردم را كه حاضر شوند چون حاضر شدند خطبهاى خواند و فرمود أيها الناس من در ميان شما دو چيز بزرگ سنگين ميگذارم يكى بزرگتر است كه آن يكى كتاب خداست كه يك طرف آن بدست خداست و طرف ديگر آن بدست شما است پس چنگ زنيد در آن و كوچكتر آن عترت منست كه اهل بيت منند و بتحقيق كه خبر داد مرا خداوند صاحب لطف و دانائى كه اين دو تا از يكديگر جدا نميشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند مانند اين دو انگشت من و جمع كرد ميان دو انگشت شهادت خود نميگويم مانند اين دو تا و جمع كرد ميان انگشت ميان و انگشت شهادت كه يكى بر ديگرى زياده باشد پس گروهى از منافقان جمع شدند و گفتند كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميخواهد امامت را در ميان اهل بيت خود قرار دهد پس چهارده نفر ايشان از ميان مردم بيرون رفتند و داخل كعبه شدند و نامهاى در ميان خود نوشتند و با يكديگر عهد كردند كه اگر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بميرد يا كشته شود نگذارند كه خلافت باهلبيت او برسد پس حقتعالى اين آيات را فرستاد أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ يعنى آيا محكم كردند امر خود را پس ما نيز محكم ميكنيم كار خود را بلكه گمان ميكنند كه ما نميشنويم سر ايشان را بلكه ميشنويم و رسولان ما از ملائكه نزد ايشانند و مىنويسند گفتهها و كردههاى ايشان را حذيفه در حديث خود گفت پس رخصت داد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مردم را كه بار كنند و متوجه مدينه شوند چون بصحنان رسيدند حقتعالى امر كرد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را كه امامت على عليه السّلام را علانيه بمردم بگويد پس در جحفه فرود آمد و چون در جاهاى خود قرار گرفتند جبرئيل عليه السّلام نازل شد و گفت امامت على عليه السّلام را ظاهر گردان حضرت گفت پروردگارا بدرستى كه قوم من نو مسلمانند اگر اين امر را ظاهر گردانم خواهند گفت رعايت پسر عمش كرد و مسعود بن ناصر سجستانى در كتاب ولايت روايت كرده است از ابن عباس كه چون در جحفه جبرئيل نازل شد حضرت بمردم گفت كه آيا من اولى نيستم بمؤمنان از جانهاى ايشان گفتند بلى يا رسول اللَّه حضرت فرمود كه هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست خداوندا دوست دار هر كه او را دوست دارد و دشمن دار هر كه او را دشمن دارد و يارى كن هر كه او را يارى كند و اعانت كن هر كه او را اعانت كند ابن عباس گفت بخدا سوگند اطاعت او در آن روز بر گردن مردم واجب شد پس در روايت اول گفت كه چون مردم بار كردند جبرئيل نازل شد و اين آيه را