حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٣٠ - مطلب دويم در بيان قليلى از بدع و قبايح اعمال و شنايع افعال عمر است
چنانچه عامه و خاصه بطرق متواتره روايت كردهاند كه چون وفات حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم معلوم شد أبو بكر حاضر نبود عمر ندا كرد در ميان مردم كه بخدا سوگند كه رسول خدا نمرده است و برخواهد گشت و دستها و پايهاى مردانى چند را خواهد بريد كه نسبت مرگ باو دادهاند تا آنكه أبو بكر حاضر شد و گفت آيا نشنيدهاى اين آيه را إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ و اين آيه را وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ يعنى تو خواهى مرد و ايشان خواهند مرد و نيست محمد مگر رسولى كه گذشتهاند پيش از او رسولان آيا پس اگر او بميرد يا كشته شود مرتد خواهيد شد و از پس پشت برخواهيد گشت عمر چون اين آيات را شنيد گفت گويا اين آيات را هرگز از كتاب خدا نشنيده بودم و اين واقعه را ابن اثير در نهايه و صاحب كامل و زمخشرى در اساس اللغة روايت كردهاند و كسى انكار اين واقعه را نكرده است و اين خالى از دو صورت نيست يا آنكه اين قدر جاهل بود بآيات قرآنى و آثار نبوى كه چنين امرى كه ضروريات دين بود و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مكرر ميفرمود كه بعد از من چنين خواهد شد فرمود كه على ولى هر مؤمنست بعد از من فرمود كه يا على مقاتله خواهى كرد بعد از من با ناكثان و قاسطان و مارقان و در حجة الوداع مكرر ميفرمود رفتن من نزديك شده و در ميان شما دو چيز بزرگ ميگذارم و در وقتى كه قلم و دوات طلبيده اشعار باين فرمود و ايضا از كجا بر او معلوم شد كه دست و پاهاى مردم را خواهد بريد و شناعت اين واقعه زياده از آنست كه بيان بايد كرد يا غرضش مكر و حيله بود كه مبادا تا آمدن أبو بكر مردم با حضرت امير عليه السّلام بيعت كنند و تمهيد ايشان باطل شود اين سخن در ميان انداخت تا أبو بكر حاضر شود چنانچه ابن ابى الحديد اشاره باين كرد و جواب اعتراضات مخالفان را بتفصيل در بحار ايراد نمودهام.
طعن سيم آنكه حرام كرد حج تمتع و متعه نساء را با آنكه حضرت رسول آنها را مقرر فرموده بود و تفصيلش آنست كه خلافى نيست در ميان امت در آنكه اصل متعه در زمان حضرت رسول مقرر شد و خلافى كه كردهاند در آنست كه آيا نسخ شده يا حكمش باقى است و اهل بيت اجماع كردهاند بر آنكه حكمش باقى است و نسخ نشده است و در حكم متعه نازل شد اين آيه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً بنا بر اكثر واضح تفاسير و فخر رازى در تفسيرش گفته كه اتفاق كردهاند امت بر آنكه متعه مباح بود در صدر اسلام و گفته است كه روايت كردهاند از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه چون حضرت در عمره بمكه آمد زينت كردند زنان مكه پس شكايت كردند اصحاب حضرت رسول از طول عزوبت