حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٩٨
مقاربت كرد حضرت مخفى در غارى متولد شد و مدتى پنهان بود و موسى نيز چون منجمان خبر داده بودند كه از بنى اسرائيل كسى بهم خواهد رسيد كه سبب هلاك فرعون باشد فرعون حكم كرد بكشتن پسران بنى اسرائيل و حمل و ولادت موسى مخفى واقع شد چنانچه مشهور است و بعد از آنكه از فرعون گريخت سالها در حوالى مصر بود و فرعون با آن سلطنت و استيلاء بر مكان او مطلع نشد و ميان حضرت يعقوب و يوسف نه روز فاصله بود يوسف پادشاه بود و يعقوب پيغمبر و چون حقتعالى ميخواست ثواب او را عظيم كند سالها بر وجود فرزند خود و احوال او مطلع نشد پس چه استبعاد دارد كه چون خلفاى جور شنيده بودند كه حضرت رسول و ائمه خبر داده بودند كه امام دوازدهم ظاهر خواهد شد و عالم را پر از عدالت خواهد كرد و خلفاى جور و سلاطين ظلمه را بر طرف خواهد كرد و شيعه پيوسته انتظار وجود ظهور او را ميكشيدند و ايشان سعى در اطفاء اين نور ميكردند و لهذا امام على النقى و امام حسن عسكرى عليهما السلام را در سر من رأى محبوس گردانيده بودند و پيوسته از حمل و ولادت آن سرور خبر ميگرفتند و در مقام تضييع آن گوهر بودند حقتعالى اظهار قدرت كامله خود نموده حمل مادر آن حضرت را مستور گردانيده و ولادت با سعادت او را از ظلمه و خلفاى جور مخفى گردانيده او را بحفظ و حمايت خود از شر ظالمان دور كرده باشد چنانچه ولادت آن بزرگوار را مستور ساخته بود و بر شيعيان و مواليان و مخالفان بآثار و اخبار كالشمس فى رابعة النهار ظاهر و هويدا كرده باشد تا حجت بر عالميان تمام شود و جمعى كثير كه اسماء ايشان معروف است بر ولادت با سعادت آن حضرت مطلع شدند مانند حكيمه خواتون و قابلهاى كه در سر من رأى همسايه ايشان بود و بعد از ولادت تا وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام جماعت بسيار بخدمت آن حضرت رسيدند و معجزاتى كه در وقت ولادت آن حضرت و در نرجس خواتون مادر آن حضرت ظاهر شد زياده از حد عد و احصاء است و در كتاب بحار الانوار و جلاء العيون و رسائل ديگر ايراد نمودهام و اشهر در تاريخ ولادت شريف آن حضرت آنست كه در سال دويست و پنجاه و پنجم هجرت واقع شده و جمعى دويست و پنجاه و شش گفتهاند و بعضى دويست و پنجاه و هشت نيز گفتهاند و بنا بر مشهور ميان خاصه و عامه وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در سال دويست و شصت بوده پس سن شريف آن حضرت در وقت امامت بنا بر قول اول تقريبا پنج سال بوده و بنا بر قول دويم چهار سال و بنا بر قول سيم دو سال و مع ذلك آن معجزات و غرائب حالات از آن حضرت بظهور مىآمد و آن حضرت را دو غيبت بود يكى صغرى و ديگرى كبرى و در غيبت آن حضرت جمعى از سفرا و نواب داشت كه مردم عرايض بايشان ميدادند و مسائل ميپرسيدند و