حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٥٦ - مطلب دويم در بيان قليلى از بدع و قبايح اعمال و شنايع افعال عمر است
رفت اصحاب شورى از پى او رفتند و گفتند بيعت كن و الا جهاد ميكنيم پس برگردانيدند حضرت را تا بيعت كرد پس با اين احوال و خصوصيات بر همه ظاهر شد كه بيعت از روى رضا نبود و اجماعى متحقق نشد و چگونه شائبه اختيار مىباشد با تهديد بقتل و جهاد و سيد مرتضى (رض) گفته است كه اول مكرى كه عبد الرحمن كرد آن بود كه اول خود را از ميان بدر كرد كه مردم او را بىغرض بدانند و هر چه بگويد قبول كنند و مكر ديگر آنكه بر حضرت امير عليه السّلام عرض كرد خلافت را اما بشرطى كه علم داشت كه حضرت با آن شرط قبول نميكند با آنكه گفت بشرط آنكه بسيرت ابو بكر و عمر عمل كنى و ميدانست كه حضرت سيرت ايشان را بدعت و باطل ميداند و قبول اين شرط نخواهد كرد و نميتوانست حضرت اظهار اين كرد كه سيرت ايشان باطل بود زيرا كه همين را سبب قدح در او ميكردند و ايضا محال بود عمل بسيرت هر دو كردن زيرا كه سيرت آنها نيز با هم موافق نبود و باين مكر واضح چنين امر باطلى را از پيش بردند.
نهم آنكه در چهار صورت امر بقتل اين جماعت نمود مخالفت با عبد الرحمن يا ساير اولياى عثمان يا بر چيزى قرار نگرفتن رأى ايشان و اينها چه نحو معصيتى بودند كه باينها مستحق قتل شوند و امر او و رأى عبد الرحمن و ديگران بچه دليل حجت بود و كدام امر خدا و رسول دلالت بر وجوب اطاعت ايشان نمود كه مخالفت ايشان موجب قتل جمعى از مسلمين كه بنص قرآن قتلشان حرام و از اكبر كباير است شود.
دهم آنكه در ميان ايشان امر بقتل حضرت امير عليه السّلام نمود بلكه امر بقتل نبود مگر براى آن حضرت و اتباع او چنانچه از حيله تقسيم ظاهر شد با آنكه بسندهاى صحيح از طرق مخالف و مؤالف ثابت شده كه حب او ايمان و بغض او كفر است و حرب او حرب رسول خدا و سلم او سلم آن حضرت است.
يازدهم آنكه بر تقدير وجوب اطاعت رأى اين جماعت و ايجاب مخالفت ايشان قتل مسلمين را خصوصا آن معصوم بزرگوار را كدام دليل دلالت بر خصوص تعيين اين مدت كرد كه اگر از سه روز بگذرد واجب القتل ميشوند.
دوازدهم آنكه حضرت امير عليه السّلام را با آن مناقب و مفاخر كه به روايات صحاح ايشان ثابت شد و اكثر گذشت كه از حق و از قرآن جدا نميشود و باب مدينه علم و حكمت است و امام حق و حجت بر جميع خلق است با ساير مناقب كه مذكور شد امر كرد كه اطاعت عبد الرحمن بكند كه از همه مناقب عارى بود و ميدانست كه جانب عثمان كه عم-