حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٠٥
حضرت صاحب بهمرسيده باشد چنين باشد و شيخ صدوق محمد بن بابويه بسند صحيح از احمد بن اسحاق روايت كرده است كه گفت رفتم بخدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و ميخواستم از آن حضرت سؤال كنم كه امام بعد از او كى خواهد بود حضرت پيش از آنكه سؤال كنم فرمود كه اى احمد خداى عز و جل از روزى كه آدم را خلق كرده است تا حال زمين را خالى از حجت نگردانيده و تا روز قيامت خالى نخواهد گذاشت از كسى كه حجت خدا باشد بر خلق و ببركت او دفع كند بلاها را از اهل زمين و بسبب او باران از آسمان بفرستد و بركتهاى زمين را بروياند گفتم يا بن رسول اللّه پس كى امام و خليفه خواهد بود بعد از تو حضرت برخاست و داخل خانه شد و بيرون آمد و كودكى بر دوشش بود مانند ماه شب چهارده و سه چهارساله مينمود و گفت اى احمد اين است امام بعد از من و اگر نه اين بود كه تو گرامى هستى نزد خدا و حجتهاى او اين را بتو نمينمودم اين فرزند نام و كنيت او موافق نام و كنيت حضرت رسول است و زمين را پر از عدالت خواهد كرد بعد از آنكه پر از جور و ستم شده باشد اى احمد مثل او در اين امت مثل خضر و مثل ذو القرنين است بخدا سوگند كه غايب خواهد شد غايب شدنى كه نجات نيابد از غيبت او از هلاك شدن و گمراه گرديدن مگر كسى كه خدا او را ثابت بدارد بر قول بامامت او و توفيق دهد خدا او را كه دعا كند براى تعجيل فرج او گفتم آيا معجزه و علامتى ظاهر ميتواند شد كه خاطر من مطمئن گردد پس آن كودك بسخن آمد و بلغت فصيح عربى گفت منم بقية خدا در زمين و انتقامكشنده از دشمنان او و بعد از ديدن ديگر طلب خبر مكن احمد گفت كه شاد و خوشحال از خدمت آن حضرت بيرون آمدم و روز ديگر بخدمت آن حضرت رفتم و گفتم يا بن رسول اللّه عظيم شد سرور من بآنچه انعام كردى بر من بيان كن كه سنت خضر و ذو القرنين كه در آن حجت خواهد بود چيست حضرت فرمود كه آن سنت طول غيبت است اى احمد گفتم يا بن رسول اللّه غيبت او بطول خواهد انجاميد فرمود بلى بحق پروردگار من آن قدر بطول خواهد انجاميد كه برگردند از دين اكثر آنها كه قائل بامامت او باشند و باقى نماند بر دين حق مگر كسى كه حقتعالى عهد و ولايت ما را در روز ميثاق از او گرفته باشد و در دل او بقلم صنع ايمان را نوشته باشد و او را مؤيد بروح ايمان گردانيده باشد اى احمد اين از امور غريبه خداست و رازى است از رازهاى پنهان او و غيبى است از غيبهاى او پس بگير آنچه بتو عطا كردم و پنهان دار و از جمله شكركنندگان باش تا روز قيامت در عليين رفيق ما باشى و ايضا از يعقوب منقوس روايت كرده است كه گفت روزى بخدمت حضرت عسكرى عليه السّلام رفتم بر روى تختگاهى نشسته بودند و از جانب راست آن حجرهاى بود كه پردهاى بر درگاه آن آويخته بود گفتم اى سيد من كيست