حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٦٨ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
سنت پيغمبر خود برداشتيد تا آنكه خلافت را از معدنش بيرون كرديد عمر گفت حالا كه تو و امامت بيعت كرديد هر چه خواهيد بگوئيد من گفتم شنيدم از رسول خدا كه ميگفت بر تو و صاحب أبو بكر كه با او بيعت كردى مثل گناهان جميع امت است تا روز قيامت و مثل عذاب جميع امت است عمر گفت هر چه ميخواهى بگو امامت بيعت كرد و ديدهات روشن نشد بآنكه خلافت باو برسد من گفتم گواهى ميدهم كه در بعضى از كتابهاى خدا خواندهام كه يك در از درهاى جهنم بنام تو و نسب تو و صفت تست گفت آنچه خواهى بگو خدا دور كرد خلافت را از اهل بيتى كه شما ايشان را خدايان گرفته بوديد بغير از خدا من گفتم گواهى ميدهم كه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم در تفسير اين آيه فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ كه اين آيه در شأن تست يعنى عذاب و بند او از همه كفار شديدتر است.
پس عمر گفت ساكت شو خدا صدايت را بگيرد اى غلام فرزند زن گنديده پس حضرت امير گفت قسم ميدهم تو را اى سلمان كه ساكت شوى گفت بخدا سوگند كه اگر حضرت امير عليه السّلام مرا امر بسكوت نميكرد هر آيه كه در شأن او نازل شده بود و هر حديث كه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حق او و أبو بكر شنيده بودم همه را ميگفتم چون عمر ديد كه ساكت شدم از روى تهديد گفت كه تو مطيع و منقاد اوئى پس چون ابو ذر و مقداد بيعت كردند و سخنى نگفتند عمر گفت اى سلمان چرا ساكت نميشوى چنانكه دو مصاحبت بيعت كردند و هيچ نگفتند محبت تو نسبت باهلبيت و تعظيم تو ايشان را زياده از آنها نيست ابو ذر گفت اى عمر آيا سرزنش ميكنى ما را بمحبت آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و تعظيم ايشان خدا لعنت كند و كرده است كسى را كه ايشان را دشمن دارد و افترا كند بر ايشان و حق ايشان را بظلم از ايشان بگيرد و مردم را بر ايشان مسلط گرداند و اين امت را از پس پشت از دين برگرداند عمر گفت آمين خدا لعنت كند كسى را كه ستم در حق ايشان كند ايشان را در خلافت حقى نبود و ايشان و ساير مردم در اين امر مساوى بودند ابو ذر گفت پس چرا شما حجت كرديد بر انصار بقرابت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پس حضرت امير فرمود كه اى پسر صهاك ما را در آن حقى نيست و خلافت مخصوص تو و ابا بكر دنى زاده پسر زن خورنده مگس است عمر گفت الحال كه بيعت كردى دست از اين سخنان بردار عامه مردم بمصاحبت من راضى شدند و بتو راضى نشدند گناه من چيست حضرت فرمود و ليكن خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم راضى نيستند مگر بمن پس بشارت باد تو را و مصاحبت را و آنها كه متابعت و معاونت شما كردند بغضب خداوند و عذاب و خوارى او واى بر تو پسر خطاب نميدانى كه چه كردهاى و چه عذاب از براى خود و مصاحب خود مهيا