حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١١٢ - فصل اول در حديث غدير خم است
اين واقعه هر عاقلى كه باشد علم بهم ميرساند كه مقصود اصلى امامت و خلافت است چنانچه اگر فرض كنيم كه يكى از پادشاهان نزديك وفاتش جميع لشكر خود را جمع كند و دست شخصى را بگيرد كه اقرب اقارب و مخصوصترين خلق باشد باو بگويد هر كه من دوست و ياور او بودم اين مرد دوست و ياور اوست بعد از آن دعا كند ياور او را و لعنت كند خاذل او را و اين سخن را نسبت بديگرى نگويد و خليفه ديگر از براى خود تعيين ننمايد گمان ندارم احدى از رعاياى او شك كند در آنكه مراد خلافت او است و تطميع مردم در نصرت و محبت و ترغيب ايشان در اطاعت او (سيم) آنكه هرگاه پادشاه نافذ الحكمى در حق مرد ضعيف بىمعاونى بگويد كه هر كه من ياور اويم فلان ياور اوست قبيح مينمايد چه ظاهر است كه از پادشاه يارى همه كس مىآيد و از آن مرد ضعيف اگر اعانتى بيايد اعانت جماعت قليلى خواهد بود پس اين سخن بحسب عرف و عادت دلالت ميكند بر آنكه بايد آن شخص كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين سخن را در حق او گويد مرتبهاش بحسب دين و دنيا نزديك بمرتبه آن حضرت باشد و اقلا ولايتى و نفاذ حكمى داشته باشد و در محبت نيز مثل اين سخن را ميتوان گفت پس بر هر تقدير اين عبارت دلالت بر امامت دارد.
وجه دويم از وجوهى كه دلالت بر آنكه مراد بمولى اولى بتصرف و امام است آنست كه در اكثر احاديث گذشته قرينهاى هست بر آنكه مراد امامتست زيرا كه در اول كلام فرمود آيا نيستم اولى بشما از جانهاى شما و بعد از آن فرمود پس هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست پس هر كه عارف باساليب كلام است ميداند كه آن سؤال اول قرينه واضحه است بر آنكه مراد بمولى اولى است كه پيش گذشته است و چون اولى در كلام سابق مقيد بچيزى و بحالى از احوال نيست پس افاده عموم ميكند زيرا كه اهل عربيت گفتهاند كه حذف مطلق افاده عموم ميكند كه قرينه بر خصوص وقتى و حالى نبوده باشد و الا الغاز در كلام لازم مىآيد خصوصا كه در اينجا من انفسكم مذكور شده و آدمى را هست كه هر تصرف مشروع در نفس خود بكند و متولى هر امر مشروع كه خواهد بشود پس هرگاه او اولى از نفس باشد پس رسد او را كه هر امرى كه خواهد نسبت بايشان بكند و هر تدبيرى كه مصلحت داند در امور دين و دنياى ايشان بعمل آورد و ايشان را باو اختيارى نباشد و معنى امامت همين است و ايضا معلوم است كه آنچه حضرت اول از ايشان سؤال نمود و طلب اقرار از ايشان فرمود آن معنى است كه حقتعالى در قرآن مجيد براى آن حضرت اثبات فرموده است كه النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ و مفسران اجماع كردهاند بر آنكه مراد از آيه آنست كه بيان كرديم چنانچه زمخشرى