حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٦٧ - مطلب سيم در بيان قليلى از مطاعن عثمانست
او گرفتند و سوزاندند و مصحفى كه الحال در ميان است و مشهور بصحف عثمانست آن نسخهايست كه از آن برداشتهاند و چون اين خبر بعايشه رسيد گفت اقتلوا حراق المصاحف يعنى بكشيد بسيار سوزاننده مصحفها را و اين عمل از چندين جهت متضمن طعن و استحقاق لعن او است (اول) آنكه رد كلام حقتعالى كرد و آن كفر است چنانكه فرموده است أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ يعنى آيا ببعضى از كتاب ايمان مىآوريد و ببعضى كافر ميشويد پس نيست جزاى كسى از شما كه اين كار كند مگر خوارى عظيم در دنيا و در روز قيامت بر ميگردند بسوى بدترين عذاب و اين مصداق حال آن بد مآل است كه در دنيا به خوارى كشته شد و بعذاب عظيم آخرت رسيد و ايضا كراهت داشت از نزول بعضى از آيات كه محو كرد و اين موجب حبط اعمالست چنانچه حقتعالى فرموده است ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ يعنى اين بسبب آنست كه نخواستند آنچه را خدا فرستاده است پس حبط كرد خدا عملهاى ايشان را و اما دويم آنكه نهايت استخفاف بكلام الهى و مصاحف بسيار نمود و استخفاف بمصحف عين كفر است و استخفافى عظيمتر از جوشانيدن و سوزانيدن نيست سيم آنكه ترجيح قرائت زيد بن ثابت از جمله قراء قرآن ترجيح مرجوح و متضمن رد قول حضرت رسول است زيرا كه احاديث بسيار در صحاح خود روايت كردهاند كه قرآن بر هفت حرف نازل شد و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منع نميكرد مردم را از قرائت مختلفه چنانچه بخارى از ابن عباس روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه جبرئيل قرآن را بر يك حرف خواند و من پيوسته از او طلب زيادتى ميكردم و او زياد ميكرد تا به هفت حرف رسيد و در جامع الاصول از صحيح بخارى و مسلم و مالك و ابو داود و نسائى بسندهاى ايشان از عمر ابن الخطاب روايت كرده است كه گفت شنيدم از هشام بن الحكم در حيات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه او سوره قرآن را ميخواند پس گوش دادم قرائت او را حروف بسيار خواند كه من از حضرت رسول (ص) نشنيده بودم نزديك شد كه در اثناى نماز با او معارضه كنم پس صبر كردم تا سلام گفت پس رداى او را در گردن او پيچيدم و گفتم اين قرائت را كه خواندى از كى شنيدى گفت از رسول خدا گفتم دروغ ميگوئى من از رسول خدا ص بنحو ديگر شنيدم پس او را كشيدم و بخدمت آن حضرت بردم و گفتم من سوره قرآن را از اين شنيدم كه ميخواند بغير آن نحوى كه از تو شنيده بودم حضرت فرمود رها كن او را پس گفت يا هشام بخوان هشام بخواند بنحوى كه من از او شنيده بودم حضرت فرمود كه چنين نازل شده است پس گفت بخوان اى عمر من خواندم بنحوى كه