حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢١٠ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
باشد مىدهم و عمر نيز در اين باب تصديق او كرد و احاديث ديگر باين مضمون روايت كرده است و در جامع الاصول بچندين سند از ابن عباس و ديگران روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سهم ذوى القربى را بخويشان خود قسمت مىكرد أبو بكر و عمر كم كردند و همه را بايشان ندادند و از حضرت باقر و صادق (ع) منقولست كه حقتعالى نصيبى از خمس از براى آل محمد فرض كرد و ابا كرد أبو بكر از آنكه نصيب ايشان را بدهد بسبب حسد و عداوت و حقتعالى فرموده است كه هر كه حكم نكند بآنچه فرستاده است خدا پس ايشانند فاسقان و احاديث از طرق اهل بيت (ع) در اين باب بسيار است و ظاهر آيه كريمه آنست كه همه اصناف مساوى باشند در حصه چنانچه فقهاى خاصه و عامه مىگويند در باب اقارير و وصايا و حقتعالى در ذوى القربى فقر و مسكنت را شرط نكرده است پس آنچه أبو بكر كرد مخالف آيه كريمه است و هر كه مخالف حكم قرآن حكم كند بنص قرآن كافر و فاسق و ظالم است طعن ديگر- از جمله طعنهائى كه بر أبو بكر كردهاند در اين واقعه آنست كه زوجات رسول خدا را متمكن ساخت از تصرف در حجرههاى خود باتفاق و نگفت كه آنها صدقه است و اين نقيض آن حكميست كه در باب فدك و ميراث رسول در حق فاطمه كرد زيرا كه انتقال حجرهها بآنها يا از جهت ميراث بود يا از جهت بخشش اول منافى حديث موضوعى است كه آن را روايت كرد و ثانى محتاج بثبوت بود و از ايشان گواهى نطلبيد چنانچه از فاطمه طلبيد پس معلوم شد كه او در اين امور غرضى بغير از اضرار اهل بيت نداشت سخن ظريفى ابن ابى الحديد در اين مقام نقل كرده است از على قمى كه مدرس مدرسه غريبه بغداد بود از او پرسيديم كه آيا فاطمه در دعواى فدك صادق بود گفت بلى گفتم پس چرا أبو بكر فدك را باو نداد تبسم كرد و گفت اگر آن روز فدك را بمحض دعوى باو مىداد فردا مىآمد و ادعاى خلافت را براى شوهرش مىكرد و بعد از آن أبو بكر را ممكن نبود عذر گفتن و مدافعه كردن چون خودش پيش از اين بىبينه و شهود حكم بصدق او كرده بود بعد از آن ابن ابى الحديد گفته است كه اگر چه اين كلام را بر سبيل شوخى و خوش طبعى گفت اما راست گفت و سخن در اين مقام بسيار است اما اين رساله گنجايش زياده از اين ندارد و در كتاب بحار- الانوار ايراد نمودهام و بسط تمام دادهام.
طعن ديگر آنكه در جميع كتب كلامى و احاديث عامه و كتب لغت ايشان روايت كردهاند كه عمر در ايام خلافت خود بر منبر گفت كانت بيعة ابى بكر فلتة وقى اللَّه المسلمين شرها فمن عاد الى مثلها فاقتلوه يعنى بيعت أبو بكر امرى بود بىتدبير