حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٧٣ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
گرفتى پس ابو ذر برخاست و گفت اى گروه قريش عجب قباحتى كرديد و دست از قرابت رسول برداشتيد و جماعت بسيارى از عرب باين سبب مرتد خواهند شد و در اين دين شك خواهند كرد و اگر باهلبيت پيغمبر خود مىگذاشتيد اختلاف در ميان شما بهم نميرسيد اكنون كه چنين كرديد هر كه زورى بهم رساند خلافت را متصرف خواهد شد و خونهاى بسيار در طلب خلافت ريخته خواهد شد و همه نيكان شما ميدانند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه خلافت بعد از من از على عليه السّلام است پس از براى دو پسرم حسن و حسين (ع) پس از براى طاهران از ذريه من پس طرح كرديد گفته پيغمبر خود را و آخرت باقى را بدنياى فانى فروختيد و سنتهاى امتهاى گذشته را متابعت كرديد كه بعد از پيغمبران خود كافر شدند و بزودى وبال كار خود را خواهيد چشيد و جزاى اعمال خود را خواهيد ديد و خدا ستمكننده نيست بر بندگان خود پس مقداد برخاست و او را نصيحت بسيار كرد و گفت ميدانى كه بيعت على در گردن تست و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تو را و عمر را در زير علم اسامه كه آزاد كرده حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين بود داخل كرد و او را بر شماها امير كرد و اين خيال بخاطر شماها نرسد و بار ديگر شماها در زير علم معدن شقاق و نفاق عمرو بن العاص داخل كرد در غزوات ذات السلاسل و او منافقى بود كه در شأن او إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ نازل شد و چنين منافقى را بر شماها امير كرد و ساير منافقان و عمرو شما را چاوش آن لشكر كرد از چاوشى بيكبار ترقى كردى بخلافت و بيقين ميدانى كه خلافت بعد از رسول حق على بن أبي طالب است حق را باو تسليم كن. پس بريده اسلمى برخاست و گفت إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ چه محنت كشيد حق از باطل اى أبو بكر آيا از خاطرت رفته است آنكه رسول خدا امر كرد ماها را كه على را امير المؤمنين بگوئيم و سلام كنيم بر او بامارت مؤمنان و در بسيارى از مواطن گفت كه اين امير مؤمنان و كشنده قاسطان است از خدا بترس و حق را بكسى كه احق است باو برگردان پس عمار برخاست و گفت اى گروه قريش و اى گروه مسلمانان بدانيد كه اهل بيت پيغمبر شما اولىاند بخلافت و احقند بميراث او و قيام بامور دين بيش از همه ميتوانند نمود و حفظ ملت رسول اللَّه بهتر ميتوانند كرد و خيرخواهترند نسبت بامت از همه كس پس بگوئيد بصاحب خود كه حق را رد كند باهلش پيش از آنكه امر شما سست شود و فتنه عظيم شود و دشمنان در شما طمع كنند و ميدانيد كه على ولى شما است بعهد خدا و رسول و ميدانيد كه فرق گذاشت حضرت رسول ميان شما و او در مواطن بسيار درها را از مسجد مسدود كرد بغير از در او و كريمه خود فاطمه (س) را باو داد و بساير طلبكاران نداد و گفت