حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٤٠ - مطلب دويم در بيان قليلى از بدع و قبايح اعمال و شنايع افعال عمر است
در ماه رمضان مطلقا نافلهاى اضافه نميكردند و اگر ميكردند راضى نبودهاند كه بجماعت واقع بشود پس اين عدد مخصوص را در شريعت مقرر كردن و بجماعت مستحب گردانيدن و سنت مؤكد قرار دادن معلوم است كه بدعت است و در حديث متواتره از طرق عامه و خاصه وارد شده است كه هر بدعتى ضلالتست و هر ضلالتى راهش بسوى جهنم است و در صحيح مسلم از جابر روايت كرده است كه حضرت رسول در خطبه خود ميفرمود كه بهترين سخنها كتاب خداست و بهترين هدايتها هدايت محمد است و بدترين امور آنها است كه تازه بهم ميرسد و هر بدعتى ضلالتست و بخارى و مسلم روايت كردهاند كه حضرت فرمود كه هر كه سنت مرا نخواهد از من نيست و فرمود چه سبب دارد كه جماعتى كراهت دارند از كارى كه من مىكنم- بخدا سوگند كه من داناترم از همه بخدا و خوف و خشيت من از خدا از همه بيشتر است و در جامع الاصول از صحيح ترمدى و ابو داود روايت كرده است كه زينهار احتراز كنيد از امورى كه تازه بهم ميرسد زيرا كه هر تازهاى بدعت و هر بدعتى ضلالتست و آنچه جمعى از عامه از براى اصلاح كار عمر گفتهاند كه بدعت به پنج قسم منقسم ميشود مخالف حديث عامه و خاصه است و از نصوص صريحه مستفاد ميشود كه هر امرى را كه در دين احداث كنند كه در شريعت خصوصا يا عموما وارد نشده باشد بدعت است و حرام است و هر فعلى را كه بر وجه عبادت واقع سازند و از دليل شرعى عامى يا خاصى مستفاد نشده باشد بدعت و تشريعست خواه فعل مستقلى باشد با صفت عبادتى باشد كه اصلش از شارع متلقى شده باشد مثل آنكه واجب را به قصد سنت كنند يا سنت را به نيت واجب بعمل آورند يا وصف خاصى را در عبادتى اختراع كنند مثل آنكه طواف را به جماعت بكنند يا عدد خاصى از عبادت را در وقتى مخصوص سنت قرار دهند مثل نماز چاشت كه بدعت ديگر است از عمر همه حرام است و اگر كسى بدعت را اصلاح كند و به پنج قسم منقسم گرداند شك نيست كه داخل بدعتهاى عمر است و حرام است.
(دويم) آنكه عسسى را بدعت كرد كه شبها گردد و تجسس احوال مردم كند با آنكه حقتعالى نهى فرموده و گفته است وَ لا تَجَسَّسُوا ابن ابى الحديد و ديگران روايت كردهاند كه عمر شبى از براى عسسى ميگشت از خانهاى صدائى شنيد از ديوار بالا رفت مردى را با زنى ديد كه شيشه شرابى پيش خود گذاشته است گفت اى دشمن خدا گمان ميكنى كه خدا بر تو خواهد پوشيد و تو مشغول معصيت اوئى آن مرد گفت تعجيل مكن اگر من يك خطا كردهام تو سه خطا كردهاى خدا فرموده است كه تجسس مكنيد تو تجسس كردى و