حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٧١ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
أبو بكر خلافت او را و حجتهاى شافى بر او اتمام كردند از مهاجران خالد بن سعيد بن العاص كه از بنى اميه بود و سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار و بريده اسلمى و از انصار أبو الهشيم بن- التيهان و سهل بن حنيف و عثمان بن حنيف و ذو الشهادتين و خزيمة بن ثابت و ابى بن كعب و ابو ايوب انصارى چون أبو بكر بر سر منبر رفت با يكديگر مشورت كردند بعضى گفتند ميرويم و او را از منبر بزير مىآوريم و بعضى ديگر گفتند اگر چنين كنيد كشته خواهيد شد و حقتعالى فرموده است خود را بدست خود بتهلكه ميندازيد پس رأى ايشان بر اين قرار گرفت كه بخدمت حضرت امير روند و با او مصلحت كنند پس رفتند و گفتند يا امير المؤمنين ترك كردى حقى را كه تو اولى و احقى بآن از أبو بكر زيرا كه ما شنيديم از حضرت رسول (ص) كه ميفرمود على با حق است و حق با على است بهر سو كه ميرود حق با او ميرود و ما ميخواهيم برويم و او را از منبر بزير آوريم و آمدهايم كه رأى شما را در اين باب بدانيم حضرت فرمود بخدا سوگند كه اگر چنين كنيد بايد با ايشان محاربه كنيد و شما نسبت بايشان از بابت نمكيد در ميان طعام و از بابت سرمه كه در چشم كشند و خواهند آمد بسوى من با شمشيرهاى برهنه مستعد قتال و ايشان بنزد من خواهند آمد كه بيعت كن و الا تو را ميكشم پس بايد من با ايشان قتال كنم و دفع ضرر ايشان از خود بكنم و اين خلاف فرموده رسول خداست زيرا كه آن حضرت پيش از وفات خود بمن گفت كه بزودى اين امت با تو غدر و مكر خواهند كرد و عهد مرا در باب تو خواهند شكست و تو از من بمنزله هارونى از موسى و امت من بعد از من از بابت هارون و اتباع او و سامرى و اتباع او خواهند بود من گفتم يا رسول اللَّه هرگاه چنين شود چكنم فرمود اگر ياورانى بيابى مبادرت كن و جهاد كن و اگر ياورى نيابى دست بازدار و خون خود را حفظ كن تا مظلوم بنزد من آئى و چون حضرت رسول (ص) بملاء اعلى ملحق شد و مشغول تغسيل و تكفين او شدم پس سوگند خوردم كه ردا بر دوش نگيرم مگر براى نماز تا قرآن را جمع كنم و كردم پس دست حسنين را گرفتم و گرديدم بخانههاى اهل بدر و آنها كه در راه دين كارها كرده بودند و سوگند دادم ايشان را كه رعايت حق من بكنند و خواندم ايشان را بياورى خود و اجابت من نكردند از ايشان مگر چهار نفر سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار پس از خدا بترسيد و ساكت باشيد از براى آنچه ميدانيد از كينههائى كه در سينههاى اين جماعت هست و بغض و عداوتى كه ايشان دارند نسبت بخدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت او اما همه با هم برويد بنزد اين مرد و ظاهر كنيد بر او آنچه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدهايد در حق من و ايشان تا حجت بر او تمامتر شود و او را عذرى نماند و حال ايشان نزد حضرت رسالت (ص) در وقتى كه او را