حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٧٢ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
ملاقات ميكنند بدتر باشد پس در روز جمعه كه آن شقى بر منبر نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بالا رفت همه بر دور منبر او جمع شدند و اول كسى كه از مهاجران سخن گفت خالد بن سعيد بود چون اعتماد بر اعانت بنى اميه داشت و گفت از خدا بترس اى أبو بكر ميدانى كه رسول خدا (ص) در روز بنى قريظه گفت اى گروه مهاجران و انصار من شما را وصيتى ميكنم حفظ نمائيد بدرستى كه على عليه السّلام امير المؤمنين است بعد از من و خليفه منست در ميان شما باين وصيت كرده است مرا پروردگار من و اگر حفظ نكنيد در حق او وصيت مرا و معاونت و يارى او ننمائيد مختلف خواهيد شد در احكام خود و مضطرب ميشود بر شما امر دين شما و بدان شما والى شما خواهند شد بدرستى كه اهل بيت من وارثان امر منند و عمل كنندگان بامر امت منند بعد از من خداوندا هر كه اطاعت ايشان بكند از امت و حفظ كند در حق ايشان وصيت مرا پس ايشان را محشور گردان در زمره من و از براى ايشان بهره كاملى از موافقت من قرار ده كه به آن دريابند فوز و رستگارى آخرت را و خداوندا هر كه رد بر خلافت من كند در اهل بيت من پس محروم گردان او را از بهشتى كه عرض آن مانند عرض آسمانها و زمين است.
پس عمر با او معارض شد و خالد در حسب و نسب و قبايح اعمال او سخنان بسيار گفت و در آخر گفت مثل تو در اين امر مثل شيطانست كه حقتعالى در قرآن فرموده است كه مثل او مانند شيطانست در وقتى كه بانسان گفت كافر شو پس چون كافر شد گفت من بيزارم از تو پس عاقبت هر دو آن خواهد بود كه در جهنم خواهند بود هميشه و اينست جزاى ستمكاران پس سلمان گفت من برخاستم و اول بفارسى گفتم كرديد نكرديد ندانيد چه كرديد پس بعربى گفتم اى أبو بكر هرگاه مسئلهاى رو دهد كه ندانى از كه خواهى پرسيد و هرگاه امر مشكلى را از تو سؤال كنند بكى پناه خواهى برد و چه عذر خواهى آورد در آنكه تقدم نمائى بر كسى كه از تو داناتر است و از تو قرابتش برسول خدا بيشتر است و بتأويل كتاب خدا و سنت پيغمبر داناتر است و رسول خدا او را مقدم داشت در حيات خود و وصيت كرد نزد وفات خود پس گفته او را طرح كرديد و وصيت او را فراموش كرده انگاشتيد و وعده او را خلف كرديد و عهد او را شكستيد و عقد امارت اسامه را كه رسول خدا او را بر شما امير كرد كه شما را از مدينه بيرون برد كه اين فتنه را نكنيد و بر امت ظاهر شود كه شما در هيچ امر متابعت او نكرديد بر هم زديد و در اين زودى عمرت بآخر خواهد رسيد و با اين وزر عظيم بقبر خواهى رفت تا زود است توبه كن و اين وبال عظيم را بآخرت مبر بتحقيق آنچه مادر حق على شنيديم تو هم شنيدى و آنچه ما ديدهايم تو نيز ديدهاى و اينها ترا مانع نشد از آنكه چنين امر عظيمى را بگردن