حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٩ - وجه سيم معجزه كه مقارن دعوى امامت باشد
و ديگران شرحها بر آن نوشتهاند و الحال در جميع بلاد ايشان متداولست و ميخوانند در اول كتابش ميگويد كه من اين احاديث را از كتابى چند نقل كردهام كه هرگاه حديث را به ايشان نسبت دهم چنانست كه بحضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نسبت دادهام و كتاب استيعاب ابن عبد البر كه از مشاهير علماء ايشان است و كتابش در ميان ايشان متداولست و كتاب شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه كه از اعاظم علماء ايشان است و كتاب در منثور سيوطى كه از مشاهير فضلاء ايشان است و تفسير ثعلبى كه مدار تفاسير ايشان بر نقل از آنست و تفسير فخر رازى كه امام ايشان است و تفسير كشاف و نيشابورى و بيضاوى و واحدى و امثال اينها از كتبى كه نزد ما موجود است و نزد ايشان متداول و معتمد است و احاديث اهل بيت (ع) را در كتاب حيوة القلوب ايراد نمودهام.
و بدان كه مذهب فرقه ناجيه آنست كه خليفه بىواسطه بعد از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنص خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم على بن أبي طالب عليه السّلام است و سنيان ميگويند كه مردم أبو بكر را بعد از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نصب كردهاند و خليفه اول او است و أبو بكر عمر را بعد از خود خليفه گردانيد و خليفه دويم اوست و عمر در وقت مردن شورى ميان شش كس قرار داد و امير المؤمنين عليه السّلام را ميان آن شش نفر داخل كرد و تدبير كرد كه يا امير المؤمنين كشته شود يا بناچار با عثمان بيعت كند زيرا كه امير المؤمنين عليه السّلام را با عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن ابن عوف و سعد بن ابى وقاص ضم كرد و گفت اگر همه با يك كس اتفاق كنند او خليفه باشد و اگر اختلاف كنند اگر يك طرف بيشتر باشد كمتر را بكشند و اگر مساوى باشد و دو نفر يك كس را اختيار كنند و دو نفر ديگر ديگرى را بر آن سه نفرى اختيار كنند كه عبد الرحمن در ميان آنها است و سه نفر ديگر را اگر اتفاق نكنند آنها را بكشند و چون بيرون آمدند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه تدبير خود را براى محروم كردن من تمام كرد زيرا كه عبد الرحمن پسر عم سعد است و عثمان داماد عبد الرحمن است كه اين سه نفر از هم جدا نميشوند نهايتش آنست كه طلحه و زبير با من باشند چون عبد الرحمن در آن طرف است بايد يا من كشته شوم يا با يكى از آنها بيعت كنم و آخر چنان شد در روز شورى بعد از آن كه حضرت امير المؤمنين جميع مناقب خود را بر ايشان شمرد و همه تصديق كردند با وجود آن عبد الرحمن بحضرت امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد با تو بيعت ميكنم بشرطى كه عمل كنى بكتاب خدا و سنت و سيرت أبو بكر و عمر و حضرت فرمود كه من بكتاب خدا و سنت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عمل ميكنم و بسيرت شيخين عمل نميكنم و براى آن اين سخن را گفت كه ميدانست كه حضرت سيرت