حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢١٤ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
در اساس البلاغة و ابن اثير در نهايه در لغت اقيله اين مضمون را روايت كردهاند چون بعضى از اخبار مؤالف و مخالف را در اين واقعه شنيدى بدان كه أبو بكر در اين واقعه چند جهت خطا كرده و در بعضى عمر نيز با او شريك است (اول) آنكه بىگناه و تقصير شرعى لشكر بر سر قبيلهاى از مسلمين فرستاد و بقتل و غارت اين عدد كثير از مسلمانان رضا داد و عذرى كه براى اين عمل شنيع ميگويد آنست كه بسبب منع زكاة مرتد شدند جوابش آنست كه همه لشكر خالد شهادت دادند كه ايشان اقامه شهادت نمودند و اذان گفتند و نماز كردند و حال آنكه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هر كه شهادتين بگويد و نماز كند مسلمانست و منع زكاة نكردند بلكه گفتند زكاة را به ابو بكر نميدهيم بوصى پيغمبر مىدهيم يا خود بفقرا مىدهيم بلكه طبرى در تاريخ روايت كرده است كه مالك منع كرد قوم خود را از اجتماع بر منع زكاة و ايشان را متفرق كرد و نصيحت كرد ايشان را كه با ولاة اسلام منازعه نبايد كرد و چون پراكنده شدند خالد آمد و ايشان را گرفت بغدر و مكرى كه مذكور شد با آنكه صاحب منهاج از خطائى نقل كرده است كه مانعان زكاة هرگاه باصل دين قائل باشند كافر نيستند و بمعنى لغوى اطلاق كفار بر ايشان كردهاند پس حكم كفار بر ايشان و اولاد و نساء ايشان جارى نيست و ايضا شارح وجيز در بحث ياغيان گفته است كه ابتداء بقتال ايشان نبايد كرد تا ايشان ابتداء كنند و بايد امام امين ناصحى را بفرستد كه از ايشان سؤال كند علت بغى ايشان را اگر علت آن ظلمى باشد كه بر ايشان واقع شده باشد ازاله آن از ايشان بكند و اگر شبههاى داشته باشند دفع شبهه ايشان بكند و اگر هيچ يك از اينها نباشد ايشان را موعظه و نصيحت كند و اگر اصرار كنند اعلام كند ايشان را كه ما با شما قتال خواهيم كرد و در هيچ روايتى وارد نشده است كه خالد يكى از اينها را در باب ايشان بعمل آورده باشد و از آن جماعت بغير اظهار انقياد و اطاعت چيزى اظهار نشد و اگر نه محض عصبيت باشد چرا أبو بكر و ديگران كه باخبار متواتره نقض عهود خدا و مخالفت نصوص انبياء و غصب حق حضرت امير عليه السّلام و سيده نساء ورد شهادت الهى و گواهى حضرت رسالت پناهى بر طهارت و عصمت اهل بيت نبوت و بناى ظلم و جور بر ايشان كردند و عايشه و معاويه و اعوان ايشان كه با حضرت امير عليه السّلام مقاتله و محاربه نمودند و آن قدر از اهل بيت طاهرين و ذريه طيبين و ساير مسلمين را شهيد كردند با احاديث متواتره كه سلمك سلمى و حربك حربى و امثال اينها كه بعضى گذشت مرتد نيستند بلكه خلفاى خدا و رسول و ائمه مسلمينند و اطاعتشان فرض و مخالفتشان كفر است و مالك بن نويره بمحض اينكه گفته كه أبو بكر خليفه نيست يا چون رسول اللَّه نگفته كه زكاة باو بدهم نمىدهم مرتد و مستحق قتل است و خالد