حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٥٠ - فصل هفتم نصوص صريح در امامت ايشان و تجاهل مخالفان
يازدهم ايضا در حليه روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هر كه خواهد زندگانى كند بروش زندگانى من و بميرد بروش مردن من و ساكن شود در جنت عدن كه پروردگار من او را كشته است پس بايد موالات كند با على بعد از من و دوستى كند با دوست او و پيروى كند امامان بعد از مرا بدرستى كه ايشان عترت منند و از طينت من خلق شدهاند و فهم و علم مرا بايشان دادهاند پس واى بر آنها كه تكذيب ايشان كنند بعد از من از امت من و قطع كنند در حق ايشان صله مرا خدا شفاعت مرا بايشان نرساند.
دوازدهم از احمد در مسند و كتاب فضايل و صاحب فردوس الاخبار روايت كرده است كه حضرت رسول (ص) فرمود كه بوديم من و على نورى نزد حقتعالى پيش از آنكه آدم را خلق كند بچهارده هزار سال پس چون آدم را خلق كرد قسمت كرد آن نور را بدو جزء پس يك جزو من بودم و يك جزو على بود و در فردوس الاخبار زياد كرده است كه پس ما منتقل شديم در صلبها تا در صلب عبد المطّلب رسيديم پس از براى من نبوت شد و از براى على وصايت.
سيزدهم احمد در مسند روايت كرده است كه حضرت رسول (ص) فرمود و خطاب كرد با على كه نظر كردن بر روى تو عبادتست تو سيد و سرورى در دنيا و آخرت هر كه تو را دوست دارد مرا دوست داشته و دوست من دوست خداست و دشمن تو دشمن منست و دشمن من دشمن خداست واى بر كسى كه تو را دشمن دارد.
چهاردهم ايضا احمد در كتاب فضايل روايت كرده است كه در شب بدر رسول خدا گفت كيست كه آبى از براى ما بياورد مردم همه امتناع كردند على مشگى برداشت و شب بسيار تاريك بود و آمد بر سر چاه عميقى و فرو رفت بقعر چاه پس حقتعالى وحى كرد بسوى جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل كه مهيا شويد براى نصرت و يارى محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و برادرش على عليه السّلام و لشكرش پس از آسمان بزير آمدند با غلغله و صدائى كه هر كه ميشنيد ميترسيد چون بنزد چاه رسيدند همه آن ملائكه بر حضرت امير عليه السّلام سلام كردند براى اكرام و اجلال او و ايضا اين حديث را احمد بسند ديگر روايت كرده است از انس و در آخرش زياد كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت يا على در روز قيامت ناقه از ناقههاى بهشت را از براى تو خواهند آورد و بر آن سوار خواهى شد و زانوى تو با زانوى من و ران تو با ران من خواهد بود تا داخل بهشت شويم.
پانزدهم باز احمد در كتاب فضايل روايت كرده است كه رسول خدا خطبه خواند و در آن خطبه گفت أيها الناس وصيت ميكنم شما را بمحبت خويش من و برادر من و پسر عم من