حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٥ - مبحث اول آنكه مذهب اماميه آنست كه حسن و قبح افعال عقليست
نصارى ميگويند كه حضرت عيسى (على نبينا و آله و عليه السلام) فرزند خدا است يا خدا در او حلول كرده است يا با او متحد شده است و اينهمه مستلزم عجز و نقص حقتعالى است و عين كفر است و آنچه بعضى از صوفيه ميگويند كه حقتعالى عين اشياء است يا آنكه ماهيات ممكنه امور اعتباريهاند و عارض ذات حق شدهاند يا آنكه خدا در عارف حلول مىكند- و با او متحد ميشود همه اين اقوال عين كفر و زندقه است و همچنين آنچه بعضى از غاليان شيعه گفتهاند كه حقتعالى در رسول خدا و ائمه هدى حلول كرده است يا با ايشان متحد شده است يا بصورت ايشان ظاهر شده است همه كفر است و ائمه از ايشان تبرا كردهاند و بر ايشان لعنت كردهاند و امر بقتل بعضى از ايشان نمودند و حضرت امير المؤمنين (ع) جمعى از ايشان را بدود هلاك كرد.
مبحث هشتم آنكه حقتعالى در قديم بودن شريك ندارد
و هر چه غير ذات جناب مقدس اوست حادث است و جميع ارباب ملل بر اين معنى اتفاق كردهاند و اگر چه حدوث و قدم را در عرف حكما بر چند معنى اطلاق ميكنند اما آنچه اتفاقى ارباب ملل است آنست كه آنچه غير حقتعالى است وجودش ابتدائى دارد و ازمنه وجودش از طرف ازل متناهيست و بغير حقتعالى وجودش ازلى نيست و اين معنى اجماعى مسلمانان بلكه جميع اهل اديانست و آيات و اخبار كه دلالت صريح بر اين معنى دارد بسيار است و فقير در كتاب بحار الانوار قريب به دويست حديث از كتب معتبره خاصه و عامه در اين باب ايراد نمودهام بادله عقليه و جواب شبهه فلاسفه در احاديث معتبره وارد شده است كه هر كه قائل شود بقديمى غير از حقتعالى كافر است.
باب سيم در بيان صفاتيست كه متعلق است بافعال حقتعالى و در آن چند مبحث است
مبحث اول آنكه مذهب اماميه آنست كه حسن و قبح افعال عقليست
و مراد از حسن آنست كه فاعل و قادر اگر آن فعل را بكند مستحق مدح و ثواب باشد و قبيح آنست كه فاعل و قادر اگر آن فعل را بكند مستحق مذمت و عقاب باشد و فعل را فى نفسه قطع نظر از وارد شدن شرع جهة حسنى و قبحى ميباشد كه مستحق مدح يا ثواب و مذمت يا عقاب گردد و آن جهت را گاهست ببديهه عقل همه كس مىداند مانند نيكى راست گفتنى كه