حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٣١ - مطلب دويم در بيان قليلى از بدع و قبايح اعمال و شنايع افعال عمر است
حضرت فرمود متعه كنيد از اين زنان و در صحيح بخارى و مسلم و صاحب جامع الاصول روايات بسيار از قيس و جابر و غير ايشان روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رخصت متعه داد و در صحيح مسلم از قتاده از ابى بصير روايت كرده است كه ابن عباس امر ميكرد مردم را بمتعه و عبد اللَّه زبير نهى مىكرد از آن من اين را بجابر نقل كردم گفت اين حديث بر دست من جارى شد ما متعه كرديم در زمان رسول خدا چون عمر خليفه شد گفت بدرستى كه خدا حلال ميكرد از براى رسولش آنچه ميخواست و بدرستى كه قرآن در منازل خود نازل شده است پس تمام كنيد حج و عمره را چنانچه خدا امر كرده است شما را و نكاح زنان را دائم قرار دهيد و اگر بياورند نزد من مردى را كه زنى را تا اجلى نكاح كرده است البته او را سنگسار خواهم كرد و عامه بطرق متعدده از ابن عباس و حضرت امير عليه السّلام روايت كردهاند كه اگر نه آن بود كه پسر خطاب نهى كرد از متعه زنا نميكرد مگر اندكى از مردم و فخر رازى نيز در تفسير اين را روايت كرده است و ايضا در تفسير از عمران بن حصين روايت كرده است كه متعه در كتاب خدا نازل شد و بعد از آن آيهاى نازل نشد كه آن را نسخ كند و امر كرد ما را بآن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و متعه كرديم و مردمان را از آن نهى نكرد بعد از آن گفت مردى براى خود آنچه خواست كرد و حج تمتع اجماعى مسلمانانست كه مشروع است و حكمش باقيست و فقهاى عامه خلافى كه كردهاند در اينست كه آيا آن بهترين انواع حجست يا نه و آيه فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِ دليل مشروعيت آنست و در صحيح بخارى و مسلم و ترمدى و نسائى و غير اينها احاديث بسيار روايت كردهاند از جابر انصارى و ابن عباس و حضرت امام محمد باقر و ديگران روايت كردهاند كه چون حضرت رسول متوجه حج وداع شد هدى با خود برد و در ميان ايشان بغير رسول خدا و طلحه ديگرى شتر با خود نياورده بود و حضرت امير چون در يمن بود حضرت باو نوشت كه از آن راه بحج بيايد و چون بميقات رسيد نيت كرد كه احرام مىبندم مانند احرام رسول خدا و حضرت رسول خدا صد شتر با خود آورده بود و حضرت امير را شريك در هدى خود گردانيد و اين يكى از مناقب مختصه آن حضرت است كه در مقامات متعدده بيان فرموده و چون حضرت مردم را تعليم طواف و سعى نمود و از سعى فارغ شدند حضرت بر مروه ايستاد و فرمود كه اگر بيشتر ميدانستم كه حقتعالى امر بعدول حج تمتع خواهد فرمود هدى با خود نمياوردم پس هر كه با خود هدى نياورده است بايد كه عدول نيت بعمره كند و محل شود پس سراقة بن مالك پرسيد كه يا رسول اللَّه اين مخصوص اين سالست يا هميشه خواهد بود حضرت انگشتهاى يك دست مبارك خود را در انگشتهاى دست ديگر