حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٧٦ - (دهم) إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا
دارند بلكه محبتيست كه جزء ايمانست و بترك آن كفر و نفاق حاصل ميشود و آن از لوازم امامتست ايضا صالحات جمع معرف بلام است و افاده عموم ميكند پس دلالت بر عصمت آن حضرت ميكند و عصمت ملزم امامتست ايضا اگر العياذ باللَّه فسقى از او صادر ميشد بغض او لازم بود از اين جهة و آن منافى وجوب مودتست و مؤيد آنكه مراد مودت عامه مؤمنان نيست و محبتيست كه از اركان دين و ايمان است بلكه مراد آنست كه او را منزلتى عطا كن تا بجهة آن محبت او بر همه مؤمنان واجب باشد و محبت او دليل ايمان ايشان باشد آنست كه در مشكاة از صحيح ترمدى و مسند احمد ابن حنبل روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه دوست نمىدارد على را منافقى و دشمن نميدارد او را مؤمنى ايضا از مسند روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود هر كه على را دشنام دهد مرا دشنام داده است و ابن عبد البر در استيعاب گفته است كه طايفهاى از صحابه روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با حضرت امير عليه السّلام گفت دوست نميدارد تو را مگر مؤمنى و دشمن نميدارد تو را مگر منافقى و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه بخدا سوگند كه عهد كرد پيغمبر امى بسوى من كه دوست نميدارد مرا مگر مؤمنى و دشمن ندارد مرا مگر منافقى و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود هر كه دوست دارد على را بتحقيق كه مرا دوست داشته است و هر كه على را دشمن داشته است بتحقيق مرا دشمن داشته است و هر كه على را آزار كند بتحقيق مرا آزار كرده است و هر كه مرا آزار كند بتحقيق خدا را آزار كرده است و از جابر روايت كرده است كه ما نميشناختيم منافقان را در زمان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مگر ببغض على تا اينجا احاديث ابن عبد البر بود و در جامع الاصول از صحيح ترمدى روايت كرده است از حضرت امير كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دست حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام را گرفت و فرمود كه هر كه مرا دوست دارد اين دو تا را دوست دارد و پدر ايشان و مادر ايشان را دوست دارد با من خواهد بود در درجه من در روز قيامت ايضا از صحيح ترمدى از ابى دجانه روايت كرده است كه گفت ما گروه انصار مىشناختم منافقان را ببغض على عليه السّلام در حديث صحيح ترمدى از ام سلمه روايت كرده است ايضا از صحيح مسلم و ترمدى و نسائى روايت كرده است كه حضرت امير (ع) گفت سوگند ياد ميكنم بآن خداوندى كه دانه را شكافته است و گياه را رويانيده است و خلايق را آفريده است كه عهد كرد نبى امى بسوى من كه دوست نميدارد مرا مگر مؤمنى و دشمن نميدارد مرا مگر منافقى و ابن حجر در صواعق محرقه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه چون عمرو اسلمى شكايت حضرت امير (ع) را كرد حضرت فرمود كه مرا آزار كردى عمرو گفت كه پناه ميبرم بخدا از آنكه تو را آزار كنم حضرت فرمود كه هر كه على را آزار كند مرا