حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٤٤ - فصل ششم در بيان افضليت آن حضرت است بر ساير صحابه
از همه صوابتر و تدبيرش از همه صحيحتر بود و در همه امور هر يك از خلفاء و امراء رجوع باو مينمودند عمر را او از هلاك نگه داشت و عثمان را مخالفت امر او در اين بليه گذاشت اگر اطاعت رأى او ميكرد جان خود را از اين ورطه بدر ميبرد و آنكه دشمنانش گفتند كه او صاحب رأى نبود سببش آن بود كه موافقت شريعت مينمود و خلاف حكم دين نميفرمود چنانچه خود فرمود اگر نه رعايت تقوى بود من از همه زيركتر بودمى و خلفاى ديگر برأى خود هر چه را صلاح ميدانستند عمل ميكردند خواه موافق شرع بود و خواه نبود و ظاهر است كه كسى كه در اكثر امور رعايت دين كند دنيايش بىنظامتر است از كسى كه پرواى دين نداشته باشد اما سياست و حكومت در حكم الهى سياستش بغايت بود و رعايت خويشان خود نمينمود تا بديگران چه رسد و اين معلومست از آنچه با برادر خود عقيل و امثال او كرد و آنچه بيان نموديم خصايص بشريست و واضح شد كه در همه آنها او بر همه مقدم بود و امام همه عالم است و چه توان گفت از وصف كسى كه كفار و دشمنان با تكذيب نبوت و عناد ملت او را دوست ميدارند و پادشاهان بلاد كفر صورتش را در معبد خود مينگارند و جمعى از ملوك ترك و ديلم و آل بويه براى تيمن و تبرك صورت آن حضرت را بر شمشيرهاى خود از جهت ظفر و نصرت نگاشته و با خود ميداشتند و چهگويم در شأن مردى كه همه كس ميخواهد كه منسوب باو باشد حتى در مردانگى و جوانمردى كه مردان عالم او را سيد و بزرگ خود ميدانند و خود را منسوب باو ميگردانند تا حدى كه در روز احد از آسمان در شأن او در حضور حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدند كه ملائكه ملاء اعلى ميگفتند لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار و چهگويم در شأن كسى كه پدرش ابو طالب است و او را سيد بطحا و شيخ قريش و رئيس مكه گفتهاند كم است فقيرى كه با پريشانى بزرگ باشد و ابو طالب با كمال فقر بزرگ بود و او متكفل حفظ و تربيت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود از اوان صغر تا ايام كبر و آن حضرت را از كفار و مشركان محافظت و حمايت مينمود تا او در حيات بود آن حضرت از وطن خود محتاج بهجرت و اختيار غربت نشد و بعد از رفتن او از دنيا حقتعالى امر فرمود كه از مكه بيرون رو كه ديگر تو را در اينجا ناصر و يارى نمانده و آن حضرت با پدرى باين رفعت شأن پسر عمش خاتم النبيين و سيد الاولين و الآخرين و برادرش جعفر طيار با ملائكه اخيار و زوجهاش سيدة النساء عالميان و پسرانش سيّدا شباب اهل الجنان پدرانش پدران رسول اللَّه و مادرانش مادران خير خلق اللَّه گوشت و خونش بگوشت و خون او مقرون و نور روحش بانوار او متصل و مضموم پيش از خلق آدم تا صلب عبد المطلب و بعد از عبد المطلب در