حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٧١ - (هشتم) آيه مباهله است
حضرت امير عليه السّلام نيز باين دليل ثابت شد زيرا كه از جمله كمالات رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امامت و وجوب اطاعتست و آن غير پيغمبريست پس بايد آن حضرت امام باشد ايضا افضل بودن از ساير انبياء لازم دارد اعلا مراتب امامت را قطع نظر از اينكه ترجيح مرجوح قبيح است و اگر معاند متعصبى مناقشه كند و گويد كه ممكن است دعوت نفس مراد باشد مجازا و مجازى از مجاز ديگر اولى نيست بچند وجه جواب ميتوان گفت و ما در اين رساله بدو جواب اكتفا مينمائيم اول آنكه مجاز در اطلاق نفس شايعتر از مجاز ديگر است و در ميان عرب و عجم شايع است كه مىگويند كه تو بمنزله جان منى و در خصوص حضرت امير عليه السّلام اين معنى در روايات بسيار از طرق خاصه و عامه وارد شده است چنانچه در صحاح عامه منقولست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به حضرت امير عليه السّلام گفت انت منى و انا منك يعنى يا على تو از منى و من از توام و در فردوس الاخبار روايت كرده است گفت كه على بمنزله سر من است از بدن من و بروايت ديگر بمنزله روح من است از بدن من و بگروهى از منافقان خطاب كرد كه نماز كنيد و زكاة بدهيد يا آنكه ميفرستم بسوى شما مردى را كه بمنزله نفس من است يعنى على عليه السّلام و از اين باب احاديث بسيار است و اينها همه قرينه آن مجاز است (دويم) آنكه اين آيه كريمه بر هر احتمالى دلالت ميكند بر فضيلت و امامت آن حضرت زيرا كه ندع حقتعالى بصيغه متكلم مع الغير فرموده است يا باعتبار دخول مخاطبان است يا از براى تعظيم است كه در اين مقامات شايع است يا از براى دخل بودن امتست و بنابر دو احتمال آخر تقدير كلام اين خواهد بود كه «ندع ابنائنا و ندع ابنائكم» و شك نيست در آنكه احتمال اول اظهر احتمالاتست و اين نيز دو احتمال دارد اول آنكه مراد آن باشد كه بخوانيم هر يك از ما و شما فرزندان و زنان و انفس خود را دويم آنكه هر يك از ما و شما ابناء و نساء و انفس جانبين را بخوانيم و اول اظهر است چنانچه بيضاوى و اكثر مفسران تصريح بآن نمودهاند و اگر چه اكثر وجوه دخلى در ما نحن فيه ندارد اما از براى استيفاى احتمالات مذكور شد و اما جمعيت ابناء و نساء و انفس محتمل است كه از براى تعظيم باشد يا از براى دخول امت يا از براى مخاطبين كه تقدير كلام آن باشد كه «ندع ابنائنا و ابنائكم» كه اعاده ابناء از براى رعايت لفظى باشد چون عطف بر ضمير مجرورند و نيز اعاده جار مرجوح است ميان اهل عربيت يا اعتبار آن باشد كه ابتدا نظر بظاهر حال محتمل بود كه آنها صلاحيت دارند كه در مباهله داخل باشند از هر صنف جماعتى و چون نيافتند كسى را كه صلاحيت اين امر داشته باشد به غير ايشان اين جماعت را آوردند و تعيين خصوص آن جماعت قبل از تحقق