حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٣ - مقصد پنجم در بيان حقيقت پيغمبرى محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف است
آنكه متفق است كه آن حضرت انواع عبادت ميكرد و بيست و پنج حج پيش از هجرت پنهان بجا آورد و آداب حسنه از تسبيح و تحميد و تسليم و ترك محرمات و مكروهات و روزه و انواع عبادات از آن جناب صادر ميشد و نميتواند بود كه اينها به متابعت شريعت ديگران باشد بچندين وجه (وجه اول) آنكه اگر عمل بشريعت پيغمبر ديگر نمايد رعيت او خواهد بود و بايد كه آن پيغمبر افضل از او باشد و اين خلاف ضروريات دين است (وجه دويم) آنكه شريعت آن پيغمبر را بايد بداند تا بشرع او عمل نمايد و اگر بوحى دانست پس پيغمبر خواهد بود و عمل بشرع خود كرده خواهد بود كه موافق شرع پيغمبر ديگر باشد و اگر بغير وحى دانست پس بايست از علماء آن ملت اخذ كرده باشد و از جمله معجزات آن جناب آن بود كه خط و سواد نداشت و با علماء اهل كتاب معاشرت نكرد و قصص انبياء را بنحوى كه در كتب ايشان بود بيان كرد پس چگونه از ايشان فرا گرفت و ايضا اكثر علماء اهل كتاب در آن عصر فاسق و فاجر بودند چگونه اعتماد بر گفته ايشان ميتوانست كرد (وجه سيم) آنكه در احاديث بسيار وارد شده است كه هيچ زمان دنيا خالى از حجت خدا نميباشد اگر حضرت رسول در ابتداء تكليف پيغمبر نبود بايست يا وصى عيسى يا وصى ابراهيم را تتبع نمايد و باو ايمان بياورد و تابع او گردد پس بايست اين معنى را اكثر اهل مكه بدانند و نقل كنند قطع نظر از آنكه لازم مىآيد كه آن حضرت مرتبهاش پستتر از آن وصى باشد و افضليت آن حضرت بر ساير خلق ضرورى دين اسلام است پس گوئيم كه پيغمبرى آن جناب هميشه بود پيوسته بوحى و الهام الهى بشريعت خود عمل مينمود و بعد از چهل سال رسول شد و مأمور گرديد كه مردم را بسوى خدا دعوت نمايد بچندين وجه (وجه اول) آنكه خاصه و عامه از آن جناب روايت كردهاند كه فرمود من پيغمبر بودم در وقتى كه آدم ما بين آب و گل بود احاديث بسيار وارد شده است كه روح آن جناب را در عالم ارواح بروح انبياء مبعوث گردانيدند و همه باو ايمان آوردند و ملائكه تسبيح و تقديس الهى را از ارواح مقدسه او و اهل بيت او آموختند (وجه دويم) آنكه امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه قاصعيه فرمود كه حقتعالى مقرون گردانيد به پيغمبر خود در هنگامى كه او را از شير بازگرفتند يا نزديك بآن بزرگترين ملكى از ملائكه خود را كه دلالت ميكرد او را براه مكارم افعال و محاسن اخلاق اهل عالم در شب و روز همين است. معنى پيغمبرى معلوم شد كه شرايع دين خود را از ملك فرا مىگرفت (وجه سيم) آنكه در احاديث صحيحه وارد شده است كه حق تعالى حضرت ابراهيم را بنده خاص خود گردانيد پيش از آنكه او را پيغمبر گرداند و پيغمبر گردانيد او را پيش