حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٣١
منكر آفتاب است هرگاه پوشيده بسحاب باشد (چهارم) آنكه چنانچه مستور بودن آفتاب بسحاب گاه هست كه از براى عباد اصلح است همچنين گاه باشد غيبت آن حضرت از براى شيعيان با وجود انتفاع ايشان بآثار ايشان اصلح باشد از ظهور آن حضرت بوجوه شتى كه ذكر آنها موجب تطويل است (پنجم) آنكه نظر بقرص آفتاب اكثر ديدهها را ممكن نيست و بسا باشد كه باعث كورى چشم نظركننده شود همچنين ديدن شمس جمال آن حضرت را بسا باشد كه باعث كورى بصيرت ايشان گردد چنانچه بسيارى از مردم پيش از بعثت انبياء ايمان بايشان مىآوردهاند و بعد از بعثت بسبب اغراض فاسده انكار ميكردند مانند يهود مدينه و دور نيست كه اكثر ايشان از شيعيان در اين زمان غيبت نيز چنين باشند (ششم) آنكه در روز ابر بعضى از مردم آفتاب را از فرجهها ميبينند كه بعضى نمىبينند همچنين در ايام غيبت ممكن است كه بعضى از شيعيان به خدمت آن حضرت رسند و بعضى نرسند چنانچه حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه حضرت قائم عليه السّلام را دو غيبت خواهد بود يكى كوتاه و يكى دراز و در غيبت او نخواهند دانست جاى او را مگر خواص شيعيان او و در غيبت دويم نخواهند دانست مكان او را مگر مخصوصان و مواليان او و در روايت ديگر وارد شده است كه سى نفر از مخصوصان آن حضرت هميشه در خدمت او خواهند بود يعنى هر يك كه بميرند ديگرى بجاى او خواهد آمد (هفتم) آنكه آن حضرت و آباء اطهار او عليهم السلام مانند آفتابند در عموم نفع و كسى بغير كور بىبهره از نفع ايشان نيست چنانچه حقتعالى در حق آن كورباطنان فرموده مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا و وجوه ديگر بسيار است كه اين رساله گنجايش ذكر آنها ندارد.
و بعد از آنكه دلايل قاطعه و احاديث متواتره بر وجود حضرت قائم عليه السّلام قائم شده باشد انكار آن حضرت كردن بمحض استبعاد از طول حيات آن حضرت بىصورت است با آنكه مثل آن را همه عامه در وجود حضرت خضر عليه السّلام قائل شدهاند و قائلند در عمر نوح عليه السّلام بزياده از هزار سال و موافق روايات معتبره دو هزار و پانصد سال بوده است و عمر لقمان بن عاد را سه هزار سال قائل شدهاند و عمر دجال بن صايد را از زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا نزول عيسى عليه السّلام از آسمان قائل شدهاند و عمر حضرت عيسى عليه السّلام را تا زمان ظهور حضرت مهدى عليه السّلام قائلند پس چه استبعاد دارد كه حقتعالى حضرت مهدى را در مدت مديد باقى بدارد تا وقتى كه مصلحت در خروج او داند و او را امر بخروج فرمايد و آنچه كه ميگويند كه در وجود امام غايب چه فايده است اين سؤال بىوجه است زيرا كه هرگاه غيبتهاى طولانى از پيغمبران سابق بروايت مسلمه بين الفريقين واقع شده باشد و رسول