حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٩ - مقصد پنجم در بيان حقيقت پيغمبرى محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف است
افتادن بتها باشاره آن حضرت و سبز شدن و ميوه دادن درخت خشك در يك ساعت و سلام كردن درخت و سنگ بر آن جناب و كشتن درخت خرما براى مسلمانان و در ساعت بلند شدن و ميوه دادن و فرو بردن زمين پاهاى اسب سراقه را و اين قسم از معجزات زياده از حد و عد و احصاست (قسم سيم) از معجزات سخن گفتن حيواناتست با آن حضرت مانند سخن گفتن آهوان و شير و گرگ و سوسمار و بزغاله بريان و ناقه آن حضرت در شب عقبة دلالت كردن شير سفينه مولاى آن حضرت را بر راه و گواهى دادن انواع حيوانات بر رسالت آن جناب و از اين نوع بسيار است.
(قسم چهارم) مستجاب شدن دعاى آن حضرت است در زنده شدن مردگان و بينا شدن كوران و شفا يافتن بيماران و اين نوع زياده از آنست كه حصر توان كرد.
(قسم پنجم) استيلاء آن جناب است بر دشمنان و دفع شر ايشان و نازل شدن ملائكه از آسمان و يارى نمودن آن جناب را چنانكه در جنگ بدر واحد و غيره شد و آثارش بر مردم ظاهر گشت.
(قسم ششم) استيلاء آن جنابست بر شياطين و ايمان آوردن جنيان بر آن جناب چنانچه قرآن مجيد بر آن ناطق است و در احاديث بسيار وارد است و منع شياطين از آسمان و دفع ايشان بشهب در كلام مجيد مذكور است.
(قسم هفتم) خبر دادن از امور پنهان و امور آينده است مانند خبر دادن از دولت بنى اميه و آنكه هزار ماه ايشان پادشاهى خواهند كرد و از دولت بنى عباس و مظلوم شدن اهل بيت رسالت عليهم السلام و شهيد شدن جناب امير المؤمنين عليه السّلام و حسنين عليهما السلام و كيفيت شهادت هر يك و انقراض ملك پادشاهان عجم و بقاء دولت نصارى و خبر دادن از شهادت حضرت امام رضا عليه السّلام و مدفون شدن او در خراسان و خبر دادن از شهادت عمار و ديگران و كيفيت آنها و جنگ كردن امير المؤمنين عليه السّلام با عايشه و طلحه و زبير و با معاويه و با خوارج و خبر دادن از مظلوم شدن ابو ذر و بيرون نمودن او از مدينه طيبه بلكه آنچه كه بر اكثر اهل بيت و صحابه واقع شد و خبر دادن از وفات نجاشى پادشاه حبشه در ساعت فوت او و از شهادت جعفر طيار و زيد و عبد اللّه بن رواحه در ساعت شهادت ايشان در جنگ تبوك و از شهادت حبيب بن عدى و از مالى كه عباس در مكه پنهان كرده بود و خبر دادن آن حضرت از آنچه منافقان در خانه خود مىگفتند و آنچه صحابه در خانههاى خود مىكردند و اكثر مردمى كه بنزد آن حضرت مىآمدند پيش از آنكه سخن بگويند حاجت ايشان را مىفرمود و كم سخنى از آن جناب صادر