حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٦٨ - مطلب سيم در بيان قليلى از مطاعن عثمانست
ميدانستم فرمود كه چنين نازل شده است بدرستى كه اين قرآن بر هفت حرف نازل شده است و بخوانيد آنچه ميسر باشد از آن ترمدى گفته است اين حديث صحيح است و ايضا در جامع الاصول از مجموع صحاح خمسه مذكوره از ابى بن كعب مثل اين حديث را روايت كرده است و احاديث بسيار ديگر موافق اين مضامين روايت كردهاند كه ذكر آنها موجب تطويل كلام است پس جمع كردن همه بر يك قرآن و يك قرائت و منع از قرائت ديگر مخالف حكم رسول است باعتقاد ايشان و بدعت در دين است و اگر گويند مراد قرائت سبعه مشهوره است آن باطل است زيرا كه باتفاق قراء اين اختلافات در خواندن مصحف عثمان بود كه هفت مصحف نوشت و يكى را در مدينه گذاشت و شش مصحف ديگر را باطراف بلاد فرستاد و چون برسم الخط نوشته بود و كلماتى كه مشتمل بر الف بود الف را انداخته بود باين جهات اختلاف قرائت در مصحف عثمان بهم رسيد و اختلافى كه در روايات ايشان وارد شده است تنزيل بر اين نميتوان نمود و صاحب كتاب نشر كه امام قراء و قدوه ايشانست تصريح نموده است باينكه اين سبعه آن سبعة احرف نيست كه در روايات وارد شده است و از اشتراك لفظ سبعه بعضى از جهال اين توهم كردهاند بدان كه اين را ما بر ايشان الزام مينمائيم باعتبار احاديثى كه در صحاح ايشان وارد شده است و رد نميتوانند كرد و از احاديث ائمه ما عليه السّلام ظاهر ميشود كه قرآن حرف واحد است و از خداوند واحد نازل شده است و آن مصحفى است كه حضرت امير عليه السّلام آورد و ايشان قبول نكردند و احاديث ايشان يا موضوع است و آنها را وضع كردهاند از براى آنكه نبايد قرآن آن حضرت را قبول كنند و اختيار زياده و نقصان داشته باشند يا آنكه مراد از آنها آنست كه چون قرآن جمع نشده بود و متفرق بود تجويز فرموده باشند كه آنچه ميدانند از آيات و سور در نماز و غير آن بخوانند و اما ترجيح مرجوح زيرا كه احاديث صحاح ايشان دلالت ميكند بر آنكه ابن مسعود و متابعت قرائت او راجح است از زيد بلكه دلالت ميكند بر آنكه متابعت قرائت او واجبست و ترك قرائت او جايز نيست چنانچه صاحب استيعاب روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه قرآن را از چهار كس بياموزيد و ابتداء بابن مسعود كرد و بعد از آن معاذ بن جبل و ابى بن كعب و سالم مولاى حذيفه و فرمود كه هر كه خواهد قرآن را نيكو و تازه بخواند بروشى كه نازل شده است بقرائت ابن ام عبد بخواند يعنى ابن مسعود.
و از ابو وايل روايت كرده است كه گفت شنيدم از ابن مسعود كه ميگفت من داناترين اين امتم بكتاب خدا و بهترين ايشان نيستم و در كتاب خدا هيچ سورهاى و آيهاى نيست مگر آنكه ميدانم در چه چيز نازل شده است و كى نازل شده است و ابو وايل گفت نشنيدم كسى اين