حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٩٦ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
قاضى بغداد شاگرد ابو حنيفه پرسيد كه چه بود آنچه أبو بكر بخالد گفته بود ابو يوسف جواب نگفت و گفت خاموش باش تو را با اين چه كار است و اللَّه كه اگر على راضى ببيعت أبو بكر و مطيع او بود و او و اصحابش همه شهادت مىدهند كه رسول خدا فرمود كه على از اهل جنت است پس جورى در روى زمين از اين بيشتر نمىشود كه با اين حال امر بقتل او كنند و اگر على ببيعت او راضى نبود اين عين مذهب شيعه است كه أبو بكر بجبر بر على تقدم كرد تا اينجا كلام فضل بود و از وجوه باطله كه آن اشقياء براى او عذر گفتهاند و از اخفاى ساير جماعت علت سخن گفتن را علم قطعى بهم ميرسد كه سبب اين چنين امر شنيعى بوده است كه از خوف فضيحت اظهار آن نميتوانستند كرد و كدام مسلمانى تجويز اين ميتواند كرد كه كسى كه امر بقتل چنين بزرگوارى نمايد قابليت امامت و خلافت دارد أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ.
و اما احاديثى كه از طرق عامه بر غصب فدك وارد شده است از آن جمله خطبه مشهوره حضرت فاطمه است كه اصل خطبه شهادت بر حقيت آن مىدهد و اين قسم سخن از غير ائمه انام كه منبع وحى الهى و الهاماند از ديگرى صادر نميتوان شد و ابن ابى الحديد كه از اعاظم علماى عامه است در شرح نهج البلاغه در شرح نامهاى كه حضرت امير بعثمان بن حنيف نوشت گفته است.
فصل اول در آنچه وارد شده از اخبار و سير كه از دهانهاى اهل حديث و كتب ايشان نقل ميكنم نه از كتب شيعه و راويان ايشان و جميع آنچه را ايراد ميكنم در اين فصل از كتاب سقيفه أبو بكر احمد بن عبد الرحمن جوهريست و اين أبو بكر جوهرى مرد عالم محدث كثير الآداب ثقه و صاحب ورعى است كه ثنا كردهاند بر او محدثان و روايت كردهاند از او تصانيف او و غير تصانيف او را پس بسه سند اين خطبه را روايت كرده از زينب دختر امير المؤمنين عليه السّلام از امام محمد باقر و از عبد اللَّه بن حسن و صاحب كشف الغمه نيز از كتاب جوهرى روايت كرده است و مسعودى در كتاب مروج الذهب كه معتبرترين تواريخ است اشاره باين خطبه كرده است و سيد مرتضى در شافى بسندهاى عامه از عايشه روايت كرده است و سيد بن طاوس از طريق عامه روايت كرده است و سيد احمد بن ابى طاهر در كتاب بلاغة النساء به چندين سند روايت كرده است و ابن اثير در كتاب نهايه اكثر الفاظش را روايت كرده است و خطبه باين شهرت را كسى انكار نميتواند كرد و خطبه بسيار طولانى و قريب به دو جزو است و اين رساله گنجايش ذكر همه ندارد و قدرى از آن كه متعلق باحتجاج فدكست ايراد مينمائيم: روايت كردهاند كه چون أبو بكر عزم كرد بر آنكه منع كند فدك را از فاطمه و اين خبر بحضرت فاطمه رسيد مقنعه مطهره را بر