حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣١٠
غضبناك بحرمسرا بازگشت و پردههاى خجالت درآويخت پس چون شب شد بخواب رفتم در خواب ديدم كه حضرت مسيح و شمعون و جمعى از حواريان در قصر جدم جمع شدند و منبرى از نور نصب كردند كه از رفعت بر آسمان سر بلندى مينمود و در همان موضع تعبيه كردند كه جدم تخت را گذاشته بود پس حضرت رسول با وصى و دامادش على (ع) و جمعى از امامان فرزندان بزرگوار ايشان قصر را بنور قدوم خويش منور ساختند پس حضرت مسيح بقدم ادب از روى تعظيم و اجلال باستقبال حضرت خاتم الانبياء شتافت و دست در گردن مبارك آن حضرت در آورد پس حضرت رسالت پناه فرمود كه يا روح اللّه آمدهام كه مليكه فرزند وصى تو شمعون را براى اين فرزند سعادتمند خود خواستگارى نمايم و اشاره فرمود بماه برج امامت و خلافت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزند آن كسى كه تو نامهاش را بمن دادى پس حضرت عيسى نظر افكند بسوى حضرت شمعون و گفت كه شرف دو جهانى بتو روى آورده پيوند كن رحم خود را برحم آل محمد شمعون گفت كردم پس همگى بر آن منبر برآمدند و حضرت رسول خطبه انشاء فرمود با حضرت مسيح مرا به امام حسن (ع) عقد بستند و فرزندان حضرت رسالت با حواريان گواه شدند پس چون از آن خواب سعادت مآب بيدار شدم از بيم كشتن آن خواب را براى پدر و جد خود نقل نكردم و اين گنج رايگان را در سينه پنهان داشتم و آتش محبت آن خورشيد فلك امامت روز بروز در كانون سينهام مشتعل ميشد و سرمايه صبر و قرار مرا بباد فنا ميداد تا بحدى كه خوردن و آشاميدن بر من حرام شد و هر روز چهره كاهى ميشد و بدن ميكاهيد و آثار عشق نهانى در بيرون ظاهر مىگرديد پس در شهر ما طبيبى نماند مگر آنكه جدم براى معالجه من حاضر كرد و از دواى درد من از او سؤال نمود و هيچ سود نميداد پس چون از علاج درد من مأيوس گرديد روزى بمن گفت اى نور چشم آيا در خاطرت هيچ آرزوئى در دنيا هست كه براى تو بعمل آورم.
گفتم اى جد من درهاى فرج را بر روى خود بسته مىبينم اگر شكنجه و آزار را از اسيران مسلمانان كه در زندان تواند دفع نمائى و زنجيرها را از ايشان بگشائى و ايشان را آزاد كنى اميدوارم كه حضرت مسيح و مادرش بمن عافيتى بخشد پس چون چنين كرد اندك صحتى از خود ظاهر ساختم و اندك طعامى تناول نمودم پس خوشحال و شاد شد و ديگر اسيران مسلمانان را عزيز و گرامى داشت پس بعد از چهارده شب در خواب ديدم كه بهترين زنان عالميان فاطمه (ع) بديدن من آمده و حضرت مريم با هزار كنيز از حوريان بهشت با آن حضرت ميباشند پس مريم بمن گفت كه اين خاتون بهترين زنان و مادر شوهر تست امام