حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٩٦ - فصل اول در حديث غدير خم است
و گفت يا جبرئيل قوم من عهد ايشان به جاهليت و كفر نزديك است و بضرب شمشير خواهى نخواهى ايشان را بدين در آوردم تا اطاعت من كردند پس حال ايشان چگونه خواهد بود اگر ديگرى را بر ايشان مسلط گردانم پس جبرئيل عليه السّلام بالا رفت و پيش از حج وداع حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حضرت امير عليه السّلام را بيمن فرستاده بود و در مكه بآن حضرت ملحق گرديد روزى على عليه السّلام در نزديك مكه نماز ميكرد چون بركوع رفت سائلى سؤالى كرد حضرت در ركوع انگشتر خود را باو داد پس آيه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ نازل شد چنانچه در سياق آيات در شأن او گذشت پس حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اللَّه اكبر گفت و آيه را بر ما خواند و گفت برخيزيد تا ببينيم كه اين صفاتى كه خدا فرموده در كى ظاهر گرديده است چون حضرت رسول (ص) داخل مسجد شد سائلى از مسجد بيرون رفت پرسيد از كجا مىآئى گفت از نزد اين مردى كه نماز ميكند اين انگشتر را در ركوع نماز بمن داد پس حضرت اللَّه اكبر گفت و بجانب حضرت امير روانه شد و گفت امروز چه كار خير كردهاى على عليه السّلام تصدق انگشتر را ذكر كرد حضرت مرتبه سيم اللَّه اكبر گفت پس منافقان بيكديگر نظر كردند و گفتند دل ما تاب اين نميآورد كه او بر ما مسلط باشد ميرويم و سؤال ميكنيم كه او را بديگرى بدل كند چون اين سخن را بحضرت رسول اظهار كردند حقتعالى اين آيه را فرستاد قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي و مضمون اين آيه بنابراين تفسير آنست كه چون بر ايشان خوانده شود آيات واضحات ما گويند آنها كه اعتقاد بقيامت ندارند بياور قرآنى غير از اين قرآن يا بدل كن ذكر على را از آن بگو يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نميتواند بود از براى من آنكه بدل كنم آن را از پيش خود متابعت نميكنم مگر آنچه وحى كرده است بسوى من بدرستى كه من ميترسم اگر معصيت كنم پروردگار خود را از عذاب روز بزرگ پس جبرئيل آمد و گفت يا محمد تمام كن امر خلافت على را و حضرت فرمود اى جبرئيل آيا شنيدى تدبيرهاى منافقان را در اين باب پس جبرئيل بالا رفت و بروايت غير حذيفه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در منى بر منبر بر آمد و گفت اى گروه مردمان من بعد از خود در ميان شما دو چيز ميگذارم اگر متابعت آنها بكنيد هرگز گمراه نميشويد كتاب خدا و اهل بيت من بدرستى كه خداوند لطيف خبير خبر داد مرا كه اينها از هم جدا نميشوند تا در كوثر بر من وارد شوند مانند اين دو انگشت من و دو سبابه خود را بيكديگر چسبانيد و هر كه چنگ زند در آنها نجات مىيابد و هر كه مخالفت آنها كند هلاك ميشود أيها الناس آيا من تبليغ رسالت خدا كردم گفتند بلى يا رسول اللَّه فرمود خداوندا گواه باش آخر ايام تشريق شد كه سيزدهم شهر ذى الحجّه باشد اللَّه تعالى سوره