حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٩٧
نماز خواهد كرد و صاحب كفاية الطالب محمد بن يوسف شافعى كه از علماى عامه است كتابى نوشته است در باب ظهور مهدى و صفات و علامات او مشتمل بر بيست و پنج باب و گفته است كه من همه را از غير طريق شيعه روايت كردهام و كتاب شرح السنة حسين بن سعيد بغوى كه از كتب مشهوره معتبره عامه است نسخه قديمى از آن نزد فقير هست كه اجازات علماى ايشان بر آن نوشته است و در آن پنج حديث در اوصاف مهدى از صحاح ايشان روايت كرده است و حسين بن مسعود فرا در مصابيح كه الحال در ميان عامه متداول است پنج حديث در خروج مهدى روايت كرده است و بعضى از علماى شيعه (رض) از كتب معتبره عامه صد و پنجاه و شش حديث در اين باب نقل كرده است و در ولادت حضرت مهدى عليه السّلام و غيبت او و آنكه امام دوازدهم است و نسل امام حسن عسكرى عليه السّلام است و اكثر اين حديث مقرونست باعجاز زيرا كه خبر دادهاند بترتيب ائمه (ع) تا امام دوازدهم و خلفاى ولادت آن حضرت و آنكه آن حضرت را دو غيبت خواهد بود ثانى درازتر از اول و آنكه آن حضرت مخفى متولد خواهد شد با ساير خصوصيات و جميع اين مراتب واقع شد و كتبى كه مشتملند بر اين اخبار معلوم است كه سالها پيش از ظهور اين مراتب مصنف شده است پس اين اخبار قطع نظر از تواتر از چندين جهت ديگر افاده علم مينمايند و ايضا ولادت آن حضرت و اطلاع جمع كثير بر آن ولادت با سعادت و ديدن جماعت بسيار آن حضرت را از ثقات اصحاب از وقت ولادت شريف تا غيبت كبرى و بعد از آن نيز معلوم است در كتب معتبره خاصه و عامه مذكور است چنانچه بعد از اين مذكور خواهد شد ان شاء اللّه و صاحب كتاب فصول مهمه و مطالب السئول و شواهد النبوة و ابن خلكان و بسيارى از مخالفان در كتب خود ولادت آن حضرت را با ساير خصوصيات كه شيعه روايت كردهاند نقل كردهاند پس چنانكه ولادت آباء اطهار آن حضرت معلوم است ولادت آن حضرت نيز معلوم است و استبعادى كه مخالفان ميكنند از طول غيبت و خفاى ولادت و طول عمر شريف آن حضرت فايده نميكند و امورى كه ببراهين قاطعه ثابت شده باشد بمحض استبعاد نفى آنها نميتوان نمود چنانكه كفار قريش انكار معاد مينمودند بمحض استبعاد كه استخوانهاى پوسيده و خاك شده چگونه زنده ميتواند شد با آنكه امثال آن در امم سابقه بسيار واقع شده و در احاديث عامه و خاصه وارد شده است كه آنچه در امم سابقه واقع شده مثل آن در اين امت واقع ميشود و از آن جمله حضرت ابراهيم عليه السّلام چون منجمان نمرود را خبر داده بودند كه در اين زمان شخصى بهم خواهد رسيد كه دين و ملك شما را بر هم زند و نمرود امر كرده بود كه مردان و زنان را از هم ديگر جدا كنند و پدر حضرت ابراهيم در نهان با مادر او