حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٠٧ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
كه مثل اهل بيت من مثل كشتى نوح است هر كه در آن سوار شد نجات يافت و هر كه تخلف نمود از آن هلاك شد و گذشت احاديث بسيار از صحاح ايشان كه على و فاطمه و حسنين از اهل بيت آن حضرتند و هرگاه متابعت ايشان موجب نجات و مخالفت ايشان سبب هلاك باشد پس بايد گفتار ايشان حق و كردار ايشان متبع باشد و از جميع گناهان قولا و فعلا معصوم بوده باشند و مخالف ايشان هلاك و ضال و گمراه و ملعون بوده باشد.
چهارم آنچه أبو بكر دعوى كرد كه پيغمبران را ميراث نميباشد محض كذب و افترا بود بچندين جهت (اول) آنكه مخالف آيات كريمه است در ميراث بردن حضرت يحيى از زكريا و اگر گويند مراد ميراث علم و پيغمبرى است جواب گوئيم كه اين باطل است بچندين وجه (وجه اول) آنكه بحسب لغت و عرف ميراث مطلق كه گويند منصرف مىشود بميراث مال خصوصا آنكه در آيه قراين هست كه مراد ميراث مال است زيرا كه شرط كرده است كه او راضى و پسنديده و صالح كردار باشد و معلوم است كه پيغمبر چنين ميباشد پس اين شرط بىفايده است و ايضا خوف از موالى و خويشان با مال مناسبت دارد نه پيغمبرى و علم و چرا زكريا ترسد و مضايقه داشته باشد از آنكه خدا از اقارب او پيغمبران و علماء مقرر دارد و در مال ممكن است كه داند كه مقوى فسق و فساد ايشان است از اين جهة مضايقه داشته باشد و همچنين مخالف آيه ميراث بردن سليمان است از داود عليه السّلام بوجوهى كه مذكور شد و ايضا مخالف آيات ميراث است و چون تواند بود كه نبوت موجب حرمان اقارب او گردد از ميراث و در كتب مشهوره ايشان در كتاب فرائض اين را ذكر كردهاند (وجه دويم) آنكه أبو بكر شهادتى كه بروايت داده است متضمن جر نفع است و متهم است در اين باب از چند جهت (اول) آنكه ميخواست اين اموال در تصرف او باشد كه بهر كه خواهد بدهد و از هر كه خواهد منع كند چنانكه در جامع الاصول روايت كرده از أبو الطفيل كه فاطمه آمد بسوى أبو بكر و طلب ميراث پدر كرد و أبو بكر گفت شنيدم از پيغمبر كه مىگفت هرگاه خدا به پيغمبرى طعمهاى بدهد آن از كسى است كه قيام بامر خلافت نمايد بعد از او (ديگر) آن كه از قراين مظنون بلكه معلوم بود كه ميخواست اهل بيت را ضعيف گرداند كه مردم ميل بجانب ايشان نكنند و ايشان منازعه در خلافت با او نتوانند كرد و همين از براى تهمت كافيست و اين اقوى است از جهتى كه أبو بكر در شهادت امير المؤمنين بسبب تهمت جر نفع نمود و چند نفر ديگر كه ميگويند تصديق او كردهاند همه شريك در آن صدقه بودهاند و به عداوت اهل بيت معروف بودهاند و تهمت در ايشان نيز ظاهر بود (دويم) آنكه از