حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٤٨ - فصل هفتم نصوص صريح در امامت ايشان و تجاهل مخالفان
حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود بدرستى كه پروردگار عالميان عهد كرده است بسوى من در حق على كه او رايت و علامت هدايت است و منار ايمانست و پيشواى دوستان منست و نور جميع مطيعان منست على امين منست در قيامت و علمدار منست و بدست على خواهد بود كليدهاى خزينههاى رحمت پروردگار من.
چهارم روايت كرده است احمد بن حنبل در مسند و احمد بيهقى در صحيح خود از رسول خدا (ص) كه هر كه خواهد نظر كند بسوى نوح ع در عزم او و بسوى ابراهيم عليه السّلام در حلم او و بسوى موسى ع در زيركى او و بسوى عيسى ع در زهد او پس نظر كند بسوى على عليه السّلام مؤلف گويد فخر رازى اين حديث را در اربعين از احمد بيهقى در فضائل الصحابة باين نحو روايت كرده است هر كه خواهد نظر كند بسوى آدم ع در علم او و بسوى نوح ع در تقواى او و بسوى ابراهيم ع در خلت او و بسوى موسى ع رد هيبت او و بسوى عيسى ع در عبادت او نظر كند بسوى على بن أبي طالب عليه السّلام پس از جانب شيعه گفته است كه ظاهر حديث دلالت ميكند بر آنكه على عليه السّلام مساوى آن پيغمبرانست در آن صفات و شك نيست كه آنها افضل از أبو بكر بودهاند و از ساير صحابه و مساوى افضل افضل است پس على بايد افضل از ايشان باشد.
پنجم حافظ ابو نعيم در حليه و ابن حنبل در مسند از حضرت رسول روايت كردهاند كه هر كه دوست دارد كه زندگى كند بروش زندگانى من و بميرد بروش مردن من و چنگ زند در شاخى از ياقوت سرخ كه خدا آن را بدست قدرت خود خلق كرده است بآنكه گفت باش آن هم بهمرسيد پس بايد كه متمسك شود بولايت على عليه السّلام.
ششم از مسند احمد روايت كرده است كه حضرت رسول (ص) در پسين روز عرفه بيرون آمد و فرمود بدرستى كه حقتعالى مباهات كرد با ملائكه بهمه شما عموما و گناهان همه را آمرزيد و مباهات كرد بعلى بخصوص و گناهان او را آمرزيد من سخنى ميگويم و رعايت خويشى خود را نميكنم بدرستى كه سعادتمند و كل سعادتمند و حق سعادتمند كسى است كه على را دوست دارد در حيات او و بعد از موت او.
هفتم حديث احمد بن حنبل است كه در كتاب فضائل و مسند روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت كه اول كسى را كه در قيامت ميطلبند منم پس مىايستم در جانب راست عرش در سايه الهى پس حله بمن ميپوشانند پس پيغمبران را يكى بعد از ديگرى ميطلبند و از جانب راست عرش بازمىدارند و حلهها بايشان ميپوشانند پس على بن أبي طالب را ميطلبند