حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٨٢ - طريق اول طريق نص است
فرقه اثنىعشريه از فرق شيعه پس بهمين احاديث كه در جميع صحاح ايشان مكرر وارد شده است مذهب ما ثابت شد و همه مذاهب ديگر باطل شد و از غرايب تعصبات مخالفان آنست كه بعضى از ايشان خواستهاند كه اين احاديث را موافق مذهب خود گردانيده گفتهاند كه خلفاى اثنا عشر سه خليفه اول و امير المؤمنين و امام حسن و هفت ديگر از بنى اميهاند و بعضى گفتهاند كه مراد صلحاء خلفايند و ايشان بعد از آن حسين بن عبد اللّه بن زبير و عمر بن عبد العزيز و پنج ديگر از بنى عباسند و اين دو توجيه در نهايت سخافت است زيرا كه همه خلفاى بنى اميه و بنى عباس در شقاوت و ضلالت و جهالت شبيه بيكديگر بودند مگر عمر بن عبد العزيز كه بعضى از اطوار حسنه داشت پس در ميان اينها بعضى را انتخاب كردن و بعضى را رد كردن بىوجه است و ايضا ظاهر همه احاديث اتصال و استمرار خلافت ايشان است و بعضى صريح است كه تا روز قيامت مستمر خواهند بود و در بعضى مذكور است فاذا مضوا ماجت الارض باهلها يعنى چون اين امامان بروند زمين با اهلش بموج مىآيد و نظام عالم برطرف مىشود و بعضى صريح است كه خلافت قريش تا روز قيامت باقى است پس معلوم شد كه اين تأويلها فايده براى ايشان نميكند و اين احاديث در اثبات مدعاى ما وافى و كافىاند.
دويم احاديث ثقلين است و مثل آنها كه دلالت ميكند بر آنكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر بمتابعت قرآن و اهل بيت نموده و فرموده كه اينها از يكديگر جدا نميشوند تا روز قيامت و مخالفان خلفاى ايشان منقرض شدهاند و بخلافت احدى از اهل بيت قائل نيستند و ائمه اسماعيليه اگر باشند فاسق ملحدى چندند كه در ظاهر تابع سلاطيناند و بفسق و فجور و انواع معاصى معروفند و هيچ عاقلى تجويز امامت ايشان نميكند و زيديه نيز در اصول دين خود متمسك بحجتى نيستند و باعتقاد ايشان هر فاطمى نسبى كه خروج بسيف كند امام است و ائمه كه الحال ايشان دعوى امامت آنها ميكنند اگر نسب ايشان ثابت باشد بايد كه عارف باحكام الهى و معانى قرآن مجيد بوده باشند تا آنكه صادق باشد مقارنت ايشان با كتاب و حال آنكه اكثر ايشان جاهلند بكتاب و سنت و در فروع دين خود در اكثر مسائل مقلد ابو حنيفهاند و بر خصوص امامت خود حجتى و برهانى ندارند و نه نصى بر امامت خود دارند و نه برهانى و نه اجماعى منعقد شده است بر آن بلكه مانند ساير سلاطين جور بغلبه و استيلاء پادشاه ميشوند و اين را امامت نام كردهاند و افاضل اهل بيت مانند حضرت باقر و صادق را سب ميكنند و ناسزا ميگويند با آنكه جميع امت بغير ايشان و خوارج اقرار بفضل و جلالت و عدالت ايشان دارند و از اين جهت ايشان مانند خوارجند و لهذا در احاديث اهل بيت وارد