حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١١٧ - فصل دويم در حديث منزلت است
على بن محسن تنوخى كه از علماى عامه است اين حديث را از على عليه السّلام و عمر و سعد بن ابى وقاص و ابن مسعود و ابن عباس و جابر انصارى و ابو هريره و ابو سعيد و جابر بن سمره و مالك بن الحويرث و براء بن غارب و زيد بن ارقم و ابو رافع و عبد اللَّه بن اوفى و برادرش زيد و ابو شريحه و حذيفة ابن اسيد و انس بن مالك و ابو بريده اسلمى و ابو ايوب انصارى و عقيل بن ابو طالب و جيش بن جناده و معاوية بن ابى سفيان و ام سلمه و اسماء بنت عميس و سعد بن المسيب و امام محمد باقر عليه السّلام و حبيب بن ابى ثابت و فاطمه بنت على عليه السّلام و شرحيل بن سعد روايت كرده است و گفته است همه از حضرت رسول روايت كردهاند و ابن حجر در كتاب فتح البارى شرح صحيح بخارى گفته است در شرح اين حديث كه در روايت ابن مسيب اين زيادتى هست كه بعد از آنكه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين سخن را با حضرت امير عليه السّلام گفت حضرت امير عليه السّلام دو مرتبه گفت راضى شدم و گفته است كه در اول روايت براء بن غارب و زيد بن ارقم اين زيادتى هست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با على گفت با من مىبايد در مدينه بمانم يا تو بمانى چون حضرت امير عليه السّلام اين را شنيد در مدينه ماند پس شنيد كه جمعى از منافقان ميگويند على را در مدينه گذاشت كه آن را آزرده بود حضرت امير عليه السّلام از پى آن حضرت رفت و گفت مردم چنين ميگويند حضرت فرمود كه آيا راضى نيستى كه از من بمنزله هارون باشى از موسى مگر آنكه بعد از من پيغمبرى نيست پس ابن حجر گفته است كه اصل حديث را غير سعد از على عليه السّلام و عمر و ابو هريره و ابن عباس و جابر بن عبد اللَّه و براء بن غارب و زيد بن ارقم و ابر سعيد خدرى و انس بن مالك و جابر بن سمره و جيش بن جناده و معاويه و اسماء بنت عميس و غير ايشان روايت كردهاند و جميع طرق آن را ابن عساكر در ترجمه على ذكر كرده است تمام شد سخن ابن حجر و سيد رضى رضى اللَّه عنه در نهج البلاغه كه مقبول الطرفين است روايت كرده است از حضرت امير المؤمنين كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باو گفت تو ميشنوى آنچه من مشنوم و تو مىبينى آنچه من ميبينم مگر آنكه تو پيغمبر نيستى بلكه وزير منى و امور تو بخير راجعست و ابن ابى الحديد كه از مشاهير علماء و محدثين عامه است در شرح اين سخن بعد از آنكه اخبار بسيار مؤيد اين كلام نقل كرده گفته است دليل آنكه آن حضرت وزير حضرت رسول بوده است از نص كتاب و سنت آنست كه حق تعالى از حضرت موسى (ع) نقل كرده است كه گفت وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود در حديثى كه اجماع بروايت آن كردهاند جميع فرقههاى اسلام كه تو از من بمنزله هارونى از موسى مگر آنكه بعد از من پيغمبرى نيست پس ثابت گردانيد از براى آن حضرت جميع مراتب و منازل هارون را از موسى