حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٠ - (اول) آيه وافى هدايه إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون
آن دو مبتدع فاسق را قبول نميكند پس همان سخن را با عثمان گفت و قبول كرد پس عبد الرحمن و سعد هر دو با عثمان بيعت كردند و مردم نيز بجبر بيعت كردند پس خليفه سيم او را ميدانند بمحض تدبير عمر و چون فسوق و ظلمها و بدعتهاى عثمان از حد گذشت صحابه اتفاق كرده او را كشتند و بر خليفه بر حق امير المؤمنين عليه السّلام بيعت كردند و لهذا آن حضرت را خليفه چهارم مىدانند و قول ديگر بعضى از منافقان بخوشآمد خلفاى عباسى اختراع كردهاند كه بعد از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عباس عم حضرت رسول دعوى خلافت كرد او خليفه است و بطلان اين قول بسى ظاهر است و اصحاب آن بحمد اللَّه منقرض شدهاند و كسى نمانده است و باثبات خلافت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بطلان اين قول نيز ظاهر است.
مقصد پنجم در بيان بعضى از آياتست كه دلالت بر امامت و فضيلت امير المؤمنين عليه السّلام ميكند
(اول) آيه وافى هدايه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
يعنى نيست صاحب اختيار و اولى بامور شما مگر خدا و رسول او و آنها كه ايمان آوردهاند كه برپا مىدارند نماز را و ميدهند زكاة را در حالى كه در ركوعند؛ عامه و خاصه اتفاق كردهاند بر آنكه اين آيه در شأن آن حضرت نازل شده است حتى در جامع الاصول از صحيح نسائى روايت كرده از عبد اللَّه ابن سلام كه آمدم بخدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و گفتم چون ما تصديق خدا و رسول كردهايم مردم از ما كناره ميكنند و با ما دشمنى ميكنند و سوگند ياد كردهاند كه با ما سخن نگويند پس حقتعالى اين آيه را فرستاد پس بلال از براى نماز ظهر اذان گفت و مردم برخاستند و مشغول نماز شدند و بعضى در سجود و بعضى در ركوع بودند و بعضى سؤال ميكردند ناگاه سائلى سؤال كرد پس امير المؤمنين عليه السّلام در ركوع انگشتر خود را باو داد وسائل بر رسول خدا خبر داد كه على عليه السّلام در ركوع اين انگشتر را بمن داد حضرت عليه السّلام اين آيه را با آيه بعد بر خواند و ثعلبى در تفسيرش روايت كرده است كه روزى عباس بر كنار چاه زمزم نشسته بود و حديث نقل ميكرد ناگاه ابى ذر رضى اللَّه عنه حاضر شد و گفت أيها الناس منم ابى ذر غفارى شنيدم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باين دو گوش و الا اگر دروغ بگويم هر دو گوشم كر شود و ديدم باين دو چشم و الا هر دو كور شود كه ميفرمود على قائد و پيشواى نيكوكاران است و كشنده كافرانست يارى كرده شده است هر كه او را يارى كند و مخذولست هر كه او را يارى نكند بدرستى كه من نماز كردم در روزى از روزها با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نماز ظهر پس سائلى در مسجد سؤال كرد كسى چيزى باو نداد سائل دست بسوى آسمان بلند كرد و گفت خداوندا گواه باش كه من سؤال