حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٦ - وجه سيم نصب حافظان شريعت
دنيا و دين بنحوى كه پيغمبر ميكرد بنيابت و جانشينى پيغمبر نه بر سبيل استقلال و در آن چند مقصد است:
مقصد اول در وجوب نصب امام است
بدان كه امت خلاف كردهاند در آنكه امام بمعنى كه مذكور شد نصب كردن او ضرور و واجب است يا نه و بر تقدير وجوب بر حقتعالى واجب است يا بر امت ايضا خلاف است كه عقل حكم مىكند بوجوبش يا بشرع معلوم شده است و ذكر خلافهاى ايشان ثمره ندارد و آنچه فرقه ناجيه اماميه بر آن اتفاق كردهاند آنست كه واجب است بر پروردگار عالم عقلا و سمعا نصب كردن امام- اما عقلا بچندين وجه:
وجه اول آنكه هر دليلى كه دلالت بر وجوب فرستادن پيغمبران مىكند بر نصب امام نيز مىكند
چه معلوم است كه مردم را در انتظار امور دين و دنياى ايشان ناچار است از رئيسى و سر كرده كه در امور مختلفه ايشان را براه است هدايت نمايد و رفع مخاصمه و منازعه و مجادله و مغالبه ايشان را كه بالضرورة در معاملات و معاشرات ايشان رومىدهد بر وجه حق و ثواب از ايشان بكند و همه عقول بر اين معنى مفطورند و چنين كسى يا نبى است يا امام كه جانشين او است خصوصا بعد از حضرت رسالت كه خاتم پيغمبرانست و بعد از او اميد بعثت پيغمبر ديگر نيست.
وجه دويم آنكه نصب امام لطف است و لطف بر خدا واجبست عقلا
ايضا اصلح بر حقتعالى واجب است و شكى نيست در آنكه اصلح بحال عباد و در جميع احوال و از زمان وجود رئيس و حاكمى است على الاطلاق كه اختيار دين و دنياى ايشان بدست او باشد و چنين رئيسى يا پيغمبر است يا امام و در زمانى كه پيغمبر نباشد منحصر است بر امام.
وجه سيم [نصب حافظان شريعت]
آنكه چون بعثت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مخصوص زمان آن حضرت نبود بلكه مبعوث است بر كافه خلق تا روز قيامت از براى ايشان كتابى آورد و شريعتى از جانب خدا مقرر شد و آداب و سنن در هر امرى حتى خوردن و آشاميدن و جماع كردن و بيت الخلا رفتن از براى ايشان مقرر كرد و در فرائض و مواريث و قضايا و معاملات و احكام واقعه حقه بوحى الهى مقرر نمود و مدت بعثت آن حضرت مدت قليلى بود و در آن مدت جمع قليلى ظاهرا اذعان كردند كه اكثر آنها نيز در باطن منافق بودند پس هيچ عاقل تجويز اين ميكند كه خدا و رسول امرى چنين عظيم را ناتمام بگذارند و حافظى بر اين ملت و شريعت